آب بيش از حد، زردشدن مراکز رشد و برگهاي جوان است. زماني که به محيط کشت تا حد نقطهي پژمرده شدن اجازهي خشک شدن داده شود، گياه از رشد باز مي ماند يا رشد گياه متوقف ميشود. اين اتفاق بيشتر مواقع رخ ميدهد چرا که تارهاي کشنده در اثر آبگيري و غلظت نمکهاي محلول تخريب ميشوند. از طرف ديگر اشباع محيط کشت از آب باعث ميشود که ريشه گياه از اکسيژن محروم بماند. تخريب ناشي از رطوبت بيش ازحد ريشه، فرصتي را براي ايجاد بيماريهاي ريشهاي فراهم ميکند. آبياري بيش از حد در تمام فصول در صبح زود باعث خشک شدن شاخ و برگ، و باز شدن گلهاي اين گياه ميشود. اگر آبي که به گياه داده ميشود سرد و يا گرم باشد دوايري بر روي برگ ظاهر ميشود که نام اين دواير برگي رينگ اسپورت41 است. در گلخانههاي بزرگ به کمک آبگرمکنهاي بزرگ و يا مبدلهاي حرارتي دماي آب بين 10 تا 12 درجه فارنهايت است. به طور معمول ميتوان گفت که دماي 65 تا 75 درجه فارنهايت دماي مناسبي براي آب است(کسلر ، 2004).
1-7 مشخصات و انواع خاک:
خاک کشاورزي ازسه جز خاک رس، شن و هموس ميباشد. ليکن اين نوع خاک براي پرورش گياهان آپارتماني و به خصوص براي پرورش بنفشه آفريقايي به چندين دليل مناسب نيست؛ زيرا به دليل فشردگي ذرات آن ويژگيهاي لازم براي رشد گياه را ندارند. اين نوع خاک اغلب حاوي انواع باکتري ها و موجودات ذره بيني زيان آور بوده و رطوبت را براي مدت طولاني در خود نگاه نميدارد.
1-8 تغذيه گياه:
عناصر اصلي به موادي گفته مي شود که مقادير زيادي از آنها براي رشد گياه مورد نياز است اين مواد عبارتند از نيتروژن، فسفر، پتاسيم، کلسيم، منيزيم و گوگرد. اين گروه خود به دو دسته ي مواد درجه اول و مواد درجه دوم تقسيم ميگردند
مواد درجه يک : نيتروژن، فسفر، پتاسيم
مواد درجه دوم : منيزيوم کلسيم گوگرد
کشت بافت (tissue culture) گياهي يک عبارت کلي براي کشت پروتوپلاست سلول،بافت و اندام گياهي در شرايط استريل (اين ويترو47) است. به عبارت ديگرکشت بافت گياهي تکنيکي است که توليد و تکثير گياه کامل را از بافتهاي مختلف گياه امکان پذير ميسازد. مهمترين اهميت اين تکنيک نشان دادن توانايي سلولهاي گياهي يعني توتي پوتنسي سلول بدين معني که تمام سلولهاي زنده پيکره گياه، صرف نظر از سطح پلوئيدي و نوع تخصص، توانايي تشکيل گياه کامل را دارند، ميباشد. با استفاده از بخشهاي مختلف گياه در شرايط اينويترو اقدام به ازدياد نمونههاي مورد نظر ميکنند و به همين مناسبت از واژهي ريزازديادي براي کشت بافت گياهي هم استفاده ميشود.
1-13تاريخچه کشت بافت گياهي:
به دليل تأخير در كشف هورمونهاي گياهي، كشت بافت گياهي پس ازكشت بافت حيواني و انساني شروع شد. اولين هورمونهاي تنظيم كننده رشد كه كشف شد، موفقيت بزرگي را براي كشت بافت در شرايط درون شيشهاي فراهم نمود. به دليل وجود IAA اكسين. كشف تنظيم كننده رشد كينيتن، نوعي سيتوكينين در سال (1955) انگيزه بيشتري حاصل نمود . از آن زمان به بعد، پيشرفتهاي همه جانبه اي اتفاق افتاد . اين تحقيقات ابتدا در فرانسه و آمريكا، و بعد از آن در ساير كشورهاتوسعه يافت . افزايش چشمگير تعداد محققين شاغل دراين رشته در 5 سال گذشته، دليلي بر اهميت استفاده از تكنيک كشت گياهان عالي در درون شيشه براي متخصصين بيماريهاي گياهي است . در حالي كه هنوز دستيابي به نتايج عملي در كشت بافت براي متخصصين زراعت و اصلاح نباتات به سهولت امكانپذير نيست.. در ارائه توتي پتانسي در سال 1838شوان و شيلدن، تئوري توتي پوتنسي را بيان نمودند. براساس اين تئوري هر سلول مستقل بوده و در اصل قادر به توليد يك گياه كامل است. در واقع تئوري آنها پايه و اساس كشت بافت و سلول گياهي بود. اين فنآوري در سال 1902 باپيشنهاد گوتليب هابرلند فيزيولوژيست گياهي آلماني دررابطه با توانمندي سلول، در آغاز قرن بيستم شروع شد هابرلند پيشنهاد كرد كه روشهايي براي جداسازي و كشت بافت گياهي بايد توسعه يابد و متذكر شد كه اگر محيط و مواد غذايي سلولهاي كشت شده دستكاري شود، آن سلولها مراحل نمو را در رشد گياه طبيعي تكرارخواهند نمود. تلاش زيادي در جهت تکثير بافت سلول گياهي در شرايط آزمايشگاهي کرد که براي اولين بار موفق به انجام اين کار نشد. او سلولهاي منفردي که کاملا تمايزيافته بودند را از گونههاي مختلف گياهي جدا کرد و آنها را در محلول غذايي شامل گلوکز، پپتون و نمک محلول نوپ کشت داد. به هر حال هابرلند نتوانست موفق به وادار کردن سلولها به تقسيم گردد. ولي به پاس تلاشهاي فراوان دراين زمينه امروز به عنوان پدر علم کشت بافت گياهي شناخته ميشود. بعد از هابرلند، هانيگ در سال1904نخستين کسي بود که کشت گياهان خانوادهي شب بو را انتخاب کرد. معذلك بين سالهاي1907و 1909هاريون، باروز وكارل، موفق به كشت بافتهاي حيواني وانساني در شيشه شدند. پژوهشگران، تحقيقاتي را در ارتباط با كشت در شيشه، بذور گياهچههاي اركيده، جنين و اندامهاي گياهي انجام دادند. در سال 1922 نادسون اقدام به تکثير گياه ارکيده در شرايط آزمايشگاهي از دانه نمود و اين در واقع نخستين استفاده تجاري کشت بافت گياهي بود. ودر همين سال رابينسون کشت راس ريشه را تجربه کرد. گوترت در سال1934 کشت بافت کامبيومي را درمعدودي از درختان و درختچهها آغازکرد که اين تجربه با شکست همراه بود. ولي در سال1939 نوب كرت، گوتريت و وايت، براي اولين بار موفق به توليد گياه اصلي از كشت بافت شدند. موراشي و اسکوگ (1962) فرمولاسيون محيط کشت غذايي را طرحريزي کردند که امروزه يکي از معروفترين محيطهاي کشت غذايي در آزمايشگاههاي کشت بافت گياهي در سرتاسر جهان است.و معروف به محيط MS ميباشد. و بالاخره ميتوان به پاور و همکاران او در سال(1976) اشاره کرد که اقدام به امتزاج پروتوپلاستي دو گونه اطلسي کردند و گام مهمي در زمينه کشت بافت گياهي برداشتند. بعد از جنگ جهاني دوم، پيشرفت در اين زمينه بسيار سريع بود و نتايج با ارزش و مهمي براي كشاورزي، جنگلكاري و باغباني به همراه داشت(پيريك 1979،؛ بوجواني و همكاران،1986). و در سالهاي اخير ميتوان به مواردي از جمله توسعه طرحهاي جديد براي توليد متابوليتهاي ثانويه(اکسامانوانيز) اشاره کرد. در سال 2006 ازتوليد گندم تراريخت مقاوم به سفيدک پودري توسط زائو و همکارانش نام برد. کشت بافت گياهي در ايران کم و بيش از اوايل دهه 1970 با تحقيقات دکتر داريوش دانش در اصفهان و پس از آن در دانشگاههاي صنعتي اصفهان، تهران و ديگر موسسات آموزشي و تحقيقاتي کشور شروع شد و به تازگي بخش خصوصي دراين زمينه فعاليت دارند، ولي گياهان حاصل از اين تحقيقات در کشوراز نظر کمي و کيفي در سطح مناسبي نيستند و به ندرت در سطح توليد انبوه قرارميگيرند..

شکل 1-2 تعدادي ازمحققين کشت بافت درجهان

تعداد متخصصين شاغل در اين رشته و تاريخچه كارهاي تحقيقاتي آنها به صورت تيتر وار بيان ميگردد.
1- شوان و شيلدن 1838 (توتيپوتنسي سلول).
2- هابرلند 1902 (بر طرف کردن مشکلات تکنيکي).
3- هاريسون-باروز، وايت 1909-1907 (انجام کشت بافت گياهي و حيواني).
4- گاترت، ناب کرت، وايت 1939-1932 (کشت مداوم و موفق بافت).
5- دوره گسترش سريع 1970-1939. براي جزئيات بيشتر در مورد تاريخچه كشت بافت، خوانندگان ميتوانند به كتابها و مقالات گوستريت( 1959،1964،1983) واستريت(1973،1974) و (گمبورگ و وتر1975) مراجعه نمايند.. در ذيل فقط به ذكر چندين مورد مهم پرداخته ميشود:
6- 1892: گياهان مواد تشكيل دهنده اندامها را ميسازند كه به صورت قطبي پخش ميشوند.
1902 اولين كوشش در كشت بافت گياهي )هابرلنت(.
1904: اولين كوشش براي كشت جنين از بعضي گياهان خانواده شب بو (هانيگ).
1909 : امتزاج پروتوپلاستهاي گياهي كه البته محصولات حاصله نتوانستند زنده بمانند(كاستر).
1922: جوانه زني غير همزيستي بذور اركيده در شرايط اين ويترو (نادسون .(
1922: كشت اين ويترو نوك ريشه(رابين).
1925: كاربرد عملي كشت جنين در تلاقيهاي بين گونه اي كتان(لي باچ).
1929: كشت جنين كتان، به منظور اجتناب از ناسازگاريهاي حاصل از تلاقي )لي باچ.(
1934: كشت بافت لايه زاينده چندين درخت و درختچه در شرايط اين ويترو كه به دليل عدم كشف اكسين در آن كشت موفقيت آميز نبود(گوتريت).
1934: كشت موفقيت آميز ريشههاي گوجه فرنگي (وايت).
1936: كشت بافت بازدانگان مختلف(دارو).
1939: كشت موفق و مداوم كالوس (گوتريت، نابكرتووايت).
1940 : كشت اين ويترو بافت زاينده نارون، به منظور مطالعه تشكيل ساقه هاي نابجا (گوتريت).
1941 : استفاده از شيره نارگيل حامل عامل تقسيم سلولي ) براي اولين بار براي
كشت جنين تاتوره)(واناوربيک).
1941: كشت در شيشه بافتهاي گال تاجي(براون).
1944: اولين كشت اين ويتروي توتون، به منظور مطالعه تشكيل ساقه هاي نابجا (اسكوگ).
1945: كشت نوك ساقههاي جدا شده مارچوبه، در شرايط در شيشه(لو).
1946: ازكشت نوك ساقه TropaeolumوLupinus توليد اولين گياه كامل سرشاخه (بال).
1948: تشكيل ريشه و ساقه هاي نابجا در تنباکو به وسيله تنظيم، نسبت به آدنين(اسكوگ و سوا).
1950 : باززايي اندامها از بافتهاي كالوس در سويا Sequoia sempervirens(بال).
1952 : توليد گياه كوكب عاري از ويروس به وسيله كشت مريستم (مورن ومارتين).
1952: اولين كاربرد ريزازديادي (مورن ومارتين).
1953: توليد كالوسهاي هاپلوئيد گونه Ginkgo bilobaاز دانه گرده (تولك).
1954: كنترل تغييرات دركاريولوژي و رفتارهاي كروموزومي دركشت آندوسپرم ذرت(استراس).
1954: توليد اولين گياه از يك سلول ساده (موير و همكاران).
1955: كشف كينيتين، هورمون تقسيم سلولي (ميلروهمكاران).
1956 : مقدور شدن رشد گياه در سيستمهاي تعليقي كشت شناور (چندليتري).
به منظور توليد فراوردههاي ثانويه به وسيله تالك ونايكل استبا (1958).
1957: مشاهده تنظيم تشكيل ارگانها (ريشه و ساقه)به وسيله تغييرنسبتهاي سيتوكينين به اكسين (استوگ و ميلر).
1958: باززايي جنين هاي سوماتيك، به وسيله روش اين ويترو از هسته هاي گونهCitrus ovules(محشو و ايورن گازومي).
1958 : باز زايي پيش جنين، از توده كالوس و كشت شناور سلولي گونه ( carotaDaucusهويج )(رينرت واستوارد).
1959: انتشار اولين دستوركارمفصل، در رابطه با كشت بافت گياهي (گوتريت).
1960 : اولين باروري موفق خشخاش((Papaver rhoeas درآزمايش(كانت).
1960: هضم آنزيمي ديوارههاي سلول، به منظور به دست آوردن تعداد زياد پروتوپلاست (كوكنيگ).
1960: تكثير رويشي اركيده، به وسيله كشت مريستم (مورل).
1960 : فيلتراسيون سوسپانسيون سلولي، و جداسازي تك سلول(برگمن).
1962 : توليد محيط كشت معروف موراشي و اسكوگ .
1964: توليد اولين گياه تاتوره هاپلوئيد، از كشت دانه گرده (گوها و محشو واري).
1964 : باززايي ريشه و ساقه، از بافت كالوس گونه( Populus tremuloides )مت
1965 : تمايز گياهان تنباكو، از سلولهاي منفرد جدا شده در ريز كشتي (culture Micro)(اسيل و هيلدبرانت).
1967: القاي گل در گونه Lunuria annua به وسيله بهاره كردن و رناليزاسيون در شرايط اين ويترو (پيريک).
1967: توليد گياهان هاپلوئيد از دانه گرده تنباكو (بورگين ونيچ).
1969: تجزيه كاريولوژيكي گياهان باززايي شده از كشت كالوس تنباكو (ساكريستان و ملجرز).
1969 : اولين جداسازي موفق پروتوپلاست از كشت تعليقي گونه (Hapupappus gracili )اريكسون وجانسون.
1970: گزينش موتانتهاي بيوشيميايي، درشرايط اين ويترو (كارلسون).
1970: استفاده از كشت جنين، در توليد مونوپلوئيد در جو(كاشا وكاؤو).
1970: اولين امتزاج موفقيت آميز پروتوپلاست (ياور و همكاران).
1971: اولين گياهان باززايي شده از پروتوپلاست(تاكب و

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید