شده است. کاهش رشد ريشههاي تحت تنش شوري، نتيجه کاهش در توليد سلول و سلولهاي بالغ کوچکتر بوده است. بنابرين کاهش توليد سلول، نتيجه تعداد کمتر سلولهاي در حال تقسيم يا به عبارتي کاهش اندازه مريستم ميباشد. مشخص شده که سازش به تنش شوري شامل دو مرحله است. يک بازدارنگي موقتي و سريع چرخه سلولي که باعث ميشود سلولهاي کمي در حالت مريستيمي باقي بمانند و مرحله دوم بازگشت چرخه سلولي به حالت اوليه زماني که مريستم به اندازه مناسب ميرسيد(ياداو88و همکاران،2001).
1-36 اثرات تنش شوري بر فتوسنتز:
اثرات شوري بر فتوسنتز يا مستقيم است(از طريق محدود کردن انتشار از مسير روزنهها و مزوفيل و تغييرات در متابوليسم فتوسنتزي)(لاوسون و همکاران،2003). و يا غير مستقيم ، مانند تنش اکسيداتيو ناشي از قرار گيري تحت تاثير تنشهاي متعدد(ملاسيوتيس89و همکاران،2006). تعادل کربن در يک گياه در طي دوره تنش شوري شايد به همان اندازه که به سرعت و درجه بهبود فتوسنتزي بستگي دارد به درجه و سرعت تنزل فتوسنتزدر طي دوره کمبود آب هم بستگي دارد. پاسخ فتوسنتزي به تنش شوري بسيار پيچيده است. اين شامل اثر متقابل محدوديتهايي که در محلهاي مختلف از سلول وبرگ و در مقياسهاي زماني متفاوت درارتباط با نمو گياهان قرار گرفتهاند، ميباشد . شدت، مدت و ميزان پيشرفت تنش، واکنشهاي گياهي به کمبود آب و شوري را تحت تاثير قرارخواهد داد يا خير. پاسخهاي اقليم پذيري به شوري همچنين شامل سنتز مواد محلول به منظور انتقال يونها (مانند جذب، خارج کردن و جدا سازي يونها) ميباشد. اين پاسخها در نهايت منجر به ترميم هموستازي سلولي، سم زدايي و در نتيجه بقا تحت شرايط تنش ميشود.

فصل دوم

مروري بر تحقيقات انجام شده

2-1 روشهاي ريز ازديادي بنفشه آفريقايي
بنفشه آفريقايي، به روش رويشي با قلمه برگ افزايش يافته و به صورت گسترده در تجارت و همچنين به مقدار محدودي در خانهها پرورش داده ميشود . هنگام پديدار شدن يک يا چند شاخساره در افزايش رويشي بر روي يک قلمه، محدوديتهايي از نظر افزونگري گياهک در يک جاي کوچک ايجاد شده و درنتيجه گياهان نا متقارني با دمبرگهاي درازکه بصورت جانبي قرار گرفتهاند، توليد ميشوند. افزايش به وسيله کشت بافت اين مشکل را بر طرف ميسازد و منتج به شمار زيادي گياهان خوش نماي تک ساقه از يک مقدار مشخص بافت برگ ميگردد.
2-1-1 بيلکي و همکارانش:
نشان دادند که بافت دمبرگ بنفشه آفريقايي هنگامي که ميزان بهينه هورمونها به ويژه سيتوکنينها موجود باشد، استعداد باززايي بسياري دارد . آنها مشاهده کردند که پس از نخستين هفته، مقطع دمبرگ به ويژه در پيرامون آن متورم شده و بخش دروني آن از بين مي رود. باززايي گياهک ها بطور معمول پس از 6هفته مشاهده ميشود در حدود 5000 گياه قابل استفاده ميتواند از يک تک دمبرگ در مدت 3-4 ماه حاصل شود. با بکار گيري قطعات ريز دمبرگ، استارت و کامينگ نشان دادند که حداکثر انگيزش شاخساره، هنگامي ايجاد ميشود که اين قطعات با 0.1 ميلي گرم بر ليتر NAA و 5 ميلي گرم بر ليتر BAP همراه با 12.5 ميلي گرم برليتر سولفات آدنين تيمار شده باشند . بر اساس مشاهده آنها، غلظت زياد BAP و NAA موجب تشکيل پينه و متناسب با غلظت بيشتر، شاخساره کمتري ايجاد شد. تشکيل شاخساره ابتدا در پايين رگبرگهائي که با محيط کشت در تماس است ديده ميشود و در طي چند هفته بر روي برگ قابل مشاهده ميباشد . شاخساره هاي ريشه دار نشده بر روي يک محيط کشت تغيير يافته نمکها ي MS که فاقد تنظيم کنندههاي رشد بود و داراي غلظتهاي مختلف ساکارز از صفر تا 30 گرم بود قرار داده شدند. با غلظت صفر تا 5 گرم بر ليتر ساکارز تمام شاخساره ها طي 14 روزاز بين رفتند. با 12 تا 20 گرم بر ليترساکارز، شاخساره ها رشدي عادي داشتند و با 20تا30 گرم بر ليتر ساکارز از ريشه زايي ممانعت به عمل آمد. پس از 6 هفته گياهان ريشه دار شده از توده زير کشت شده جدا گرديده و به آميخته اي از خاک ا نتقال يافتند پس از 4 ماه کشت در گلخا نه ،گياهان ريشه دار شده به مرحله گلدهي رسيدند.
2-1-2کوک
دريا فت که دمبرگهاي ريزي که با 2 ميلي گرم بر ليتر IAA و 0.08 ميلي گرم بر ليتر BAP تيمار شده بودند، بيشترين شمار شاخساره را توليد کردند. او مشاهده کرد که شاخساره ها پس از 30 روز تشکيل شدند و پر آوري شاخساره ها پس از 60 روز پديدار گشت . شمار شاخساره هاي توليد شده در هر ريز نمونه بيشتر از هنگام تماس پشت برگ با محيط کشت بود . کشت پاياني گيا هک ها با جدا کردن در شرايط گند زدايي شده و انتقال هر تک شاخساره به محيط کشت حاوي 3 ميلي گرم در ليتر ساکارز بدون تنظيم کننده هاي رشد ، انجام شد. سي تا شصت روز پس از کشت شاخساره ها سيستم ريشه خوبي توليد کرده و رشد قابل توجهي داشتند. کوک گزارش کرد که هيچ تنظيم کننده رشدي براي ريشه زايي لازم نيست و ممانعتي براي ريشه زايي با 30 گرم بر ليتر ساکارز که به وسيله استارت و کامينگ گزارش شده بود ،ديده نشد. تورز نيز اثر غلظتهاي گوناگون NAA , و BAP را بر روي آغازيدن شاخساره از قطعات برگ بنفشه آفريقايي مورد ارزيابي قرار داد .در مطالعه وي در يک آزمايش فاکتوريل4 ×4 به محيط کشت LS, NAA, BAP به غلظتهاي 0 ،0.1، 0.5، 1 ميلي گرم بر ليتر افزوده شد .بر اساس پژوهش او بيشترين توليد شاخساره هنگامي بدست آمده که محيط کشت داراي 0.1 ميلي گرم بر ليتر NAA و0.5 ميلي گرم بر ليتر BAP بود. در غلظتهاي بيشتر NAA وزن کاسته شد و از توليد شاخساره جلوگيري به عمل آمد. در حاليکه در غلظتهاي بيشتر BAP از آغازيدن شاخساره جلوگيري شد. اثرهاي اندازه برگ و طرز قرار گيري ريز نمونه بر روي آغازيدن شاخساره و ريشه نيز توسط تورز مورد بررسي قرار گرفت. در اين بررسي از محيط کشت MS که 0.1 ميلي گرم بر ليتر BAP و NAA به آن افزوده شده بود استفاده شد . هر برگ به سه قسمت عمودي پايين ،ميانه و نوک تقسيم شد. او نتيجه گيري کرد که هنگام برداشتن ريز نمونه از پايين برگ و نه از نوک برگ ، شاخساره بيشتري بدست ميآمد. هدف از اين آزمايش ابتدا ارزيابي اثرات غلظتهاي گوناگون NAA , و BAP بر پر آوري شاخساره ، بررسي فرايند آغازيدن گياهکها ميباشد . اين آزمايش به خواننده فنون ريز ازديادي بنفشه آفريقايي و همچنين فنون انتقال پيروزمندانه شاخساره ها به محيط خاک را ميآموزد. بايد دقت شود که نمو شاخساره ها از قرصهاي برگ در رابطه با جائي که شاخساره ها از قرص ها منشا ميگيرند و زمان نشاء ، قابل روئيت نمو شاخساره، يادداشت گردد.
2-1-3 شريفي و همکاران
در سال 2010 جايگزيني بجاي آگار براي ريز ازديادي بنفشه آفريقايي را بررسي کردنند. يکي از محبوبترين عوامل جامد در کشت بافت گياهي آگار است . قيمت بالاي آگار خالص و ترس از بهره برداري بيش از حد از آن باعث شده که جايگزين مناسب و کم هزينه برايش درنظر بگيرند. آنها دراين پژوهش از محيط کشت مايع با لايه پنبه و ترکيبات مختلف مثل مواد نشاسته اي، سمولينا، پودر سيب زميني و آگار در دو مرحله از ريز ازديادي (القاء جوانه و تکثير جداکشت هاي توليد شده) استفاده کردنند. بالاترين درصد باززايي درمحيط کشت هاي حاوي 0.8 آگار و9-12 در صد ترکيبي از نشاسته ،سمولينا، پودر سيب زميني و 0.06 به علاوه 0.4 آگار صورت گرفت . بيشترين تعداد جوانه هاي برگي در 0.8 در صد آگار و ترکيبي از0.06 مواد نشاسته اي توليد شد.
نتايج نشان داد که ترکيبي از 0.09 نشاسته ،سمولينا، پودر سيب زميني و 0.06 نشاسته به علاوه 0.4 درصد آگار ميتواند ، جايگزيني مناسب براي آگار خالص در مرحله باززايي شود، ولي تعداد ساقه ها و جوانه ها نسبت به آگار خالص کمتر است. اين گزينه ها بسيار ارزانتر از آگار هستند . و بهترين تکثير جوانه ها را ميتوان در محيط مايع با زير لايه مناسب مثل پنبه انجام داد . اين نتايج نشان داد که آگار يکي از بهترين عامل ژلي براي القاي ساقه و جوانه هاي برگي در بنفشه آفريقايي است. اما با توجه به قيمت بالاي اين ترکيب، ترکيبي از نشاسته، سمولينا، پودر سيب زميني و ترکيبي از نشاسته و آگار ميتواند گزينههاي کم هزينه باشد. در مرحله تکثير جوانه ها و جداکشت ها، محيط مايع با لايه پنبه بهترين روش براي رشد سريع گيا هچه بود.
2-1-4 سيف الله خان و همکاران
سال 2007 براي القاي کالوس و توليد و بهره وري از گياهان باززايي شده بنفشه آفريقايي بررسي کردنند، براي توليد زياد کالوس از 1 ميلي گرم بر ليتر NAA در محيط کشت پايه MS و از پنبه به عنوان بستر استفاده شد. بيشترين باززايي ساقه و جوانه ها در محيط کشت پايه MS با 3 ميلي گرم بر ليتر NAA 1ميلي گرم بر ليترBAP صورت گرفت. نتايج بدست آمده نشان داد يک پروتکل بسيار مقرون به صرفه براي القاء کالوس، باززايي گياهچه ها و اندام هاي هوايي بنفشه آفريقايي ايجاد شد. پروتکل مقرون به صرفه در شرايط استفاده از دو ماده با ارزش مثل ساکارز و آگار و به جاي آنها از مقدار کمي شکر و پنبه در آزمايشگاه استفاده شد.
2-1-5 سميرحسين و همکاران
در سال 2006 به بررسي باززايي از برگ کامل ، نيمه برگ و بخش مرکزي پهنک برگ بنفشه آفريقايي پرداختند . آنها با قرار دادن قطعات برگي با سطح محوري و سطح دور از محور و تماس مستقيم با محيط به اين نتيجه رسيدند که با استفاده از 0 ، 1 ، 2 ، 3 ميکرو مولار TDZ و 0 ، 10 ، 20 ، 30 ميکرومولار BAP همراه زآتين زير نور به مدت 1 با 2 هفته داخل انکو باسيون در تاريکي قرار گرفت . شاخه ها بدون در نظر گرفتن از نوع جداکشت يا موقعيت قرار گيريشان باززايي شدند. باززايي از سطوح دور از محور و محوري برگ کامل و برش يافته و بخش مرکزي پهنک برگ موفق به باززايي مستقيم شد ند. اين در حالي است که علاوه بر دمبرگ که باعث شروع ساقه زايي و جوانه زني ميشود ممکن است افزايش تراکم بافت رگبرگ و سطوح فيتوهورمونها و متابوليتهاي نزديک به منطقه دمگل نسبت به مناطق ديگربيشترين باززايي را داشته باشد. برگهاي برش يافته وقتي در محيط کشت و در معرض هورمونهاي رشد قرار ميگيرند باعث افزايش ميزان باززايي و تحريک جوانه ها ميشوند . سيتوکنيين به مقدار کمي در تشکيل کالوس از برگ بنفشه آفريقايي نقش دارد. TDZ و زآتين براي ريزازديادي به خاطر هزينه هاي بالا مقرون به صرفه نيستند.
2-1-6 ويچادا سانپوي و همکارانش
در سال 2002 براي باززايي از بنفشه آفريقايي از دمبرگ و برگ در شرايط آزمايشگاهي پژوهشي را انجام دادنند و به نتايج زير رسيدند . آنها در اين روش باززايي از دمبرگ، برگ، ساقه به عنوان جداکشت، در محيط کشت MS استفاده کردنند . نتيجه بدست آمده از باززايي برگ و دمبرگ در حضور تنظيم کننده هاي رشد (NAA ,2.4.D, KN , BAP) صورت گرفت. بيشترين باززايي از جداکشت دمبرگ در محيط کشت MS با ميزان هورمون 3 ميلي گرم بر ليتر BAP به تنهايي و همچنين 1 ميلي گرم بر ليتر NAA و 3 ميلي گرم بر BAP صورت گرفت. جوانه هاي برگي باززايي شده از کالوس که از جداکشت برگ مشتق شده بودنند، با غلظت 0.5 ميلي گرم بر ليتر TDZ القاء شد. يکي از عوامل تعيين کننده، اثر برروي الگوي مورفوژنز جداکشت هاي دمبرگ به منظور افزايش تعداد جوانه هاي برگي نسبت درصد اکسين به سيتوکنين است. اين ترکيبات ناشي از پاسخ به فعل و انفعالات که منجر به ريخت شناسي و تغييرات ميشوند.
2-1-7 عبادي وهمکارانش
سال1391 به بررسي تنوع ژنتيکي بنفشه آفريقايي (saintpaulia ionatha) با استفاده از مارکر مولکولي RAPD پرداختنند، با استفاده از اين روش و ضريب جاکارد به دست آمده 100 درصد مشخص شد که بين واريتههاي بنفشه آفريقايي تنوع وجود دارد.
2-1-8 عبادي و

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید