پل کشف گرديد. او به افتخارنام خانوادگي خود که براي اولين بار اين گياه را کشف نموده بود،آن را سنت پوليا نام گذاري کرد. آب هواي حارهاي، شرايط مناسبي براي رشد اين گياه مي باشد(استيود 1،1998). اين گياه بومي نقاط گرمسيري آفريقاي جنوبي است و از لحاظ کروموزومي ديپلوئيد بوده وبه صورت 302n=است(مايرانتو2،2005). بنفشه آفريقايي گياهي نهاندانه بوده و بذرهاي آن در تخمدان گل محفوظ مي ماند. جزء گياهان دو لپه است. اين گياه جام لولهاي کوتاه داردوجام گل به طور معمول دو لپه است، يعني به دو دسته گلبرگهاي بالا وپائين تقسيم ميشود. هر يک از گلها داراي 2-4 بساک، مسئول توليد گرده بوده که به انتهاي گل متصل است و نزديک تخمدان قرار دارد. برگهاي سبز مخملي و کرکدار در روي ساقه فشرده و کوتاه قرار دارند. ساقه که گلها را بر روي خود نگه ميدارد از دو قسمت اصلي وفرعي تشکيل شده است. رنگ بنفش گل اين گياه در يک دوره گلدهي ممکن است به صورت تيره ويا روشن در آيد و در دوره ديگر به دليل نوسانات اسيدي يا قليايي بودن خاک، اثرآبياري ويا کود دهي، تبديل به ارغواني شود. سبزي برگ بنفشه آفريقايي گاهي به صورت دو رنگ ديده ميشود که علت آن وجود رنگدانههاي کلروفيل، کاروتن و آنتوسيانين است، که در هر سلول برگ وجود دارد. دليل ابلق بودن برگ در اين گياه نبود کلروفيل در قسمتي از برگ است. گياهان با برگهاي ابلق به طور عموم گياهان ضعيفتري هستند واحتياج به مراقبت و توجه بيشتري دارند. بنفشه آفريقايي نسبت به طول روز بي تفاوت است و به همين علت در طول سال گل مي دهد. رنگ گلها متنوع به رنگ بنفش، آبي، قرمز، صورتي و سفيد ظاهرميشوند. گلها به صورت پرپروکم پر وپرچمها طلايي وبه طرززيبايي از وسط گلها بيرون زده اند. بطوريکه تناقص در رنگ پرچمها و گلبرگها گل را بصورت يکي از زيباترين مينياتورهاي گياهي درآورده است. رعايت بعضي نکات پرورشي مانند هواي به نسبت خنک، نور کم واستفاده از کود بدون نيتروژون باعث بروز برگهاي ابلق ميگردد. به طور کلي اين گياه به دو شکل رشد ميکند:1-رشد گياه با برگهاي متقارن و مشابه گل رز که شکل رايج رشد است.
2-رشد گياه بصورت رونده که اغلب براي قرار دادن گلدانهاي آويز بسيار مناسب است(چارلز3 ،1988 ).
اولين جشنواره بنفشه آفريقايي در 1946 ميلادي در آتلانتا برگزارشد. شهرت اين گياه در حدي است که امروزه در بسياري از کشورهاي مدرن ميتوان آن را مشاهده کرد. (کامپرز4،2009).
کشت بافت:
کشت بافت تکنيکي است که امکان توليد گياه در محيط درون شيشهاي را فراهم ميکند. اساس اين تکنيک توتي پوتانسي يا بس تواني(داشتن اطلاعات ژنتيکي هر سلول براي تبديل شدن به يک گياه کامل) است که بيان ميکند هر سلول گياهي داراي کليه اطلاعات ژنتيکي لازم براي تبديل شدن به يک گياه کامل است. بنابراين کشت سلول، بافت يا اندام، اين امکان را فراهم ميکند که با کشت يکي از اجزاي فوق سايرقسمتهاي گياه تشکيل شود. اصطلاح کشت بافت گياهي در مورد تمام انواع کشتهاي گياهي استريل که در اين ويترو انجام مي پذيرند بکار رفته ميشود. اين ويترو، جهت توصيف محيط کشت مصنوعي و استريل شده به کاربرده ميشود. از طرفي اين ويترو براي معرفي شرايط غير استريل طبيعي (شرايط باغچه و مزرعه)مورد استفاده قرار ميگردد.تکنيک کشت بافت گياهي در حال حاضر به عنوان يک ابزار قوي جهت مطالعه مشکلات اساسي و کاربردي بيولوژي گياهي درآمده است. علاوه برآن در سالهاي اخيراين تکنيکها کاربردهاي تجارتي گستردهاي در تکثيرگياهان مختلفي منجمله گياهان زينتي و دارويي و نيز حذف پاتوژنها از گياهان پيدا نموده است. علاقمندي به کشت بافت گياهي و توانايي آن در اصلاح و بهبود سازي گياهان به صورت يک موضوع جهاني در آمده است. افزايش تعداد کشورهاي عضو شرکت کننده در موسسه بين المللي کشت بافت گياهي گواهي بر اين ادعا مي باشد. علاوه برآن هيات بيولوژي گياهي موسسه تحقيقات سلولي بين المللي يونسکوآموزش تکنيکهاي کشت بافت گياهي را به عنوان يکي از برنامههاي اولويت دار خويش معرفي نموده است.
شوري: شوري خاک مشکل جدي در تمام جهان است و به طور قابل توجهي باعث کاهش بهره برداري در زراعت ميشود(داسيلوا5 و همکاران، 2008). تخمين زده ميشود بيش از 800 ميليون هکتاراز اراضي جهان تحت تاثير شوري واقع شده است(فائو6،2008).وحدود0.020 از زمينهاي شورناشي از سيستمهاي نامناسب آبياري ميباشند(مايک7و همکاران،2006). از آنجايي که تنش شوري يک تهديد بزرگ زيست محيطي براي کشاورزي محسوب ميشود، لذا درک پاسخهاي پايه فيزيولوژيکي و بيوشيمياي گياهان به تنشها، در افزايش بهره وري کشاورزي امري حياتي است(کايانگ-شينگ وينگ-نينگ8،2009). تنش شوري يکي از مهمترين تنشهاي غير زيستي است و در خاکهاي شور اثرات زيانباري بر بقاء، توليد ماده زنده و بازده محصولات گياهي دارند. فرايندهايي نظير جوانه زني، رشد دانه رستها، رشدرويشي، گلدهي و ميوه دهي شديدا تحت تاثير شوري قرار ميگيرند. شوري از طريق زير منجر به کاهش رشد و صدمه به گياه ميشود:
* استرس اسمزي (کاهش آب قابل دسترس گياه )
* اثر ات سمي يونها (مخصوصا اثر ات نا شي از سديم، کلروسولفات)
* برهم خوردن تعادل و جذب مواد مغذي ضروري
افزايش شوري، بيومس ريشه، برگ و اندامها را کاهش داده و متعاقب آ ن از طول ريشه و فتوسنتزي گياه کاسته ميشود .(سينگ و پرساد9 ،2009). البته در هر اندام گياهي، گسترهاي از انواع مختلف سلولها، با سنين متفاوت وجود دارد . لذا عملکردهاي متابوليکي و پاسخهاي متفاوت به محرکهاي محيطي مورد انتظار است. گياهاني که در معرض شوري قرار ميگيرند نه تنها کوچکترند بلکه داراي تغيراتي در پارامترهاي فيزيولوژيکي و بيوشيميا ي نيز هستند(هايلال10،1998).
انواع شوري و علل آن : شوري اوليه (طبيعي) شوري اوليه پيامدي از انباشته شدن نمک در خاک ويا آبهاي زيرزميني از طريق فرايندهاي طبيعي در دورههاي طولاني است که توسط فرايندهاي زير صورت ميگيرد.-فرايند هوازدگي: اين فرايند موجب شکسته شدن سنگها و آزاد شدن انواع نمکهاي محلول، عمدتا کلر و سديم و ديگر نمکها مانند کلسيم و منيزيم و تا حدي کمتر سولفاتها و کربناتها ميشود-رسوب نمک اقيانوسها: توسط عواملي همچون باد، اين نمکها که عمدتا کلريد سديم است جابجا ميشوند(قاسمي و همکاران،1995) شوري ثانويه (ناشي از فعاليتهاي انساني): يکي از دلايل عمده شوري ثانويه پاکسازي زمين و جايگزيني گياهان يکساله بجاي پوشش گياهي پايا است. در آب و هواي خشک و نيمه خشک آب استفاده شده توسط پوشش گياهي بومي منطقه، در تبادل با بارندگي ساليانه است. ريشههاي عميق گياهان بومي نشان دهنده پايين بودن سطح سفرههاي آبي ميباشند. پاکسازي و آبياري اين توازن را بر هم ميزند، بطوري که بارندگي از يک سو و آبياري از سوي ديگر، آب را به ميزاني بيش از نياز گياه فراهم کرده و اين فزوني آب، سفرههاي آب را بالا کشيده و نمکهايي را که قبلا در قسمتهاي عميق خاک ذخيره شده بودند حرکت داده و آنها را تا منطقه ريشه بالا ميآورد. با استفاده گياهان از آب، نمک در خاک باقي مانده لذا در مصارف بعدي، آب موجود در خاک شورتر ميشود. سفرههاي آب همچنان به سمت بالا و نزديک سطح زمين کشيده ميشوند و با تبخير آب، نمکها در سطح زمين باقي مي مانند و اين نمکها ميتوانند وارد جريان آب شده و شوري را افزايش دهند (قاسمي و همکاران،1995).
شوري و گياه: بر اساس توانايي رشد درمحيطهاي با غلظتهاي متفاوت نمک، گياهان به گليکوفيتها(شيرين رست ها) و هالوفيتها (شور رستها) تقسيم بندي ميشوند. اکثرگياهان گليکوفيت هستند و نسبت به استرس نمک بردبار نيستند(سايرام و تياگي11،2004). وبالعکس هالوفيتها در غلظت 100تا200 ميلي مولار کلريد سديم قادر به کامل کردن چرخه زندگيشان مي باشند(زالبا و پرينمان12،1998) . هالوفيتها به دو گروه اجباري و اختياري تقسيم ميشوند: گروه اول در محيط غير شور قادر به رشد نيستند در حالي که گروه دوم در محيط شور و غير شور به خوبي رشد ميکنند. مکانيزم ايجاد مقاومت در هالوفيتها براين اساس است که گياهان املاحي نظير سديم و کلر را از طريق ريشه جذب و به قسمتهاي هوايي انتقال داده و در واکول سلولهايشان نگهداري ميکنند و به اين طريق پتانسل اسمزي سلولهاي خود را تنظيم ميکنند. در حالي که گليکوفيتها که اغلب گياهان زراعي را شامل ميشوند فاقد چنين مکانيسمي هستند(سرمدنيا،1374). در طي هجوم و پيشرفت استرس نمک در درون گياه، فرايندهاي مهمي نظير فتوسنتز، سنتز پروتين و متابوليسم ليپيد تحت تاثير قرار ميگيرد. نخستين پاسخ گياه، کاهش در سرعت توسعه سطح برگ و متعاقبا با تشديد استرس توسعه برگ متوقف ميشود و چنانچه استرس فرونشيند، گياه مجددا رشد خود را از سرميگيرد(پريدا و داس13،2005). مکانيزمهايي که براي ايجاد بردباري نسبت به اثرات خاص شوري در گياهان روي ميدهد در دو گروه مهم جاي دارند، دستهاي از آنها ورود نمک را به داخل گياه محدود ميکنند و دستهاي ديگر غلظت نمک را در سيتوپلاسم کاهش ميدهند(مادگال14وهمکاران،2010).گياه در طي استرس، ممکن است برابر آن استقامت کند و توسط مکانيزمهايي از آن موقعيت رهايي يابد اين بردباري درسطح سلولي روي ميدهد و پاسخ گياه به جنس، ژنوتيب، طول مدت و شدت استرس، سن و مرحله نموي نوع سلول و اندام سلولي بستگي دارد. يکي از سازگارهايي که در سطح سلول روي ميدهد، سازگاري اسمزي است بدين معني که پتانسيل اسمزي سلول پايين آورده ميشود به طوري که براي ابقاء تورژسانس گياه به حد مطلوب برسد(يوکوي15و همکاران،2002).

فصل اول

کليات تحقيق

1-1 گياهشناسي بنفشه آفريقايي:
بنفشه آفريقايي با نام علمي ionantha Saintpauliaمتعلق به خانواده Gesneriaceae،از گياهان گل دار است. نام مشترک اين گياه با بنفشه به دليل شباهتهاي سطحي به (بنفشه هاي واقعي ويولا)، خانوادهViolaceae است. به طور معمول، اين گياه بين داخل ساختمان و فضاي باز، مشترک است و در هر دو محيط کاشت ميگردد. اين گياه متعلق به گياهان آوندي، رده دولپهايها، زير رده کامپوزيته يا آستريده، راستهLamiales (نعنايان)، خانواده Gesneriaceae ميباشد. خانوادهيGesneriaceae از گياهان گلدار بوده که 150 جنس و حدود 3200 گونه در آن جاي ميگيرد. بسياري از گونههاي اين خانواده گلهاي رنگارنگ و زرق و برق دار داشته و به عنوان گياه زينتي کشت داده مي شوند. با وجود اينکه بيشتر گونههاي موجود در اين خانواده گياهان چند ساله هستند، تعداد کمي از آنها را ميتوان به صورت درختچههاي چوبي و يا درخت کوچک مشاهده کرد.طول Saintpauliaاز 6-15 سانتي متر است و از لحاظ عرضي 6-30 سانتي متر ميتواند باشد. برگها گرد تا بيضوي بوده، اندازهي برگها 2.5تا8.5 سانتي متر، طول دمبرگ 2-10 سانتي متر، بافت برگ گوشتي و پرز دار است. وضع برگ به طور معمول متقابل است. البته برگهاي داراي آرايش مارپيچي يا متناوب در برخي از گروهها نيز مشاهده ميشود. همانند ديگر اعضاي Lamiales گلها در بيشتر موارد داراي تقارن هستند(هيوود16،1996). گلها به قطر دو تا سه سانتي متر، با جام گل (گلبرگ) پنج قسمتي و مخملي است. رنگ گل در گونههاي وحشي مي تواند بنفش، ارغواني، آبي رنگ پريده و يا سفيد باشد(چن و هني17،2009). گلها داراي تقارن ،5 لوب در اطراف آنها است. لبهاي بالايي دو قسمتي بوده وکوچکتر ازسه لب پاييني هستند (باتويک،1996).

شکل1-1 تصوير گل بنفشه آفريقايي

Kingdom: Plantae
Phylum: Tracheophyta
Class: Magnoliopsida
Subclass: Asteridae
Order: Lamiales
Family: Gesneriaceae
Genus: Saintpaulia H.
Species: Saintpaulia ionantha

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید