اسکنرهاي RFID بتواند ارتباط برقرار کنند. افزايش قابليت‌هاي RFID درخواست‌هاي بيشتري را براي سيستم‌هاي نرم‌افزاري بوجود مي‌آورد و بعضي اوقات تعويض آن‌ها نيز موردنياز است و درنهايت روش کاري و توپولوژي مورد استفاده نيازمند سازگاري بين قسمت‌هاي مختلف سيستم است. به خصوص در ابتداي پياده‌سازي سيستم، فروشگاه‌ها ممکن است نياز به استفاده متعدد از روش‌هاي اسکن (پويش) محصولات گردند. در شبکه‌ي زنجيره‌ي تامين نيز اگر همه‌ي قسمت‌ها از RFID‌ استفاده نکنند به ناچار بايد از بارکد استفاده شود. بنابراين سازمان‌هايي که RFID را پياده‌سازي مي‌کنند بايد دهر دو سيستم را در محل فروشگاه يا سازمان داشته باشند که با تمام گفته‌ها هزينه‌هاي عملياتي سيستم‌هاي RFID‌ بالا خواهد رفت. به اين دليل که مشخص نيست که سازمان با کدام‌يک از مشکلات پياده‌سازي مواجه خواهد شد، محاسبه‌ي نرخ بازگشت سرمايه براي سازمان مذکور بسيار دشوار است. بسياري از مديران و فروشندگان تگ‌هاي RFID موظف هستند دليل قانع کننده‌اي براي نصب اين سيستم داشته باشند و بتوانند تخمين بزنند که بازگشت اين سرمايه تقريبا چه زماني خواهد بود. تخمين دستاوردهاي RFID‌ مانند بهبود خدمات مشتري، بهبود بهره‌روي، بهبود بازده کاري، جلوگيري از سرقت و جعل و گم شدن براي هر سازمان براي آينده‌اش بسيار دشوار است. از آنجا که فرآيند پياده‌سازي RFID پر زحمت و پرخرج است مديران شرکت‌ها کار سختي براي توجيه کردن اقتصادي اين کار براي مديران ارشد خواهند داشت[32].

?-?-?- استانداردسازي
فناوري RFID از امواج راديويي براي انتقال اطلاعات ذخيره شده در تگ ها به تگ‌خوان‌ها استفاده مي‌کند. منتها فرکانس‌هاي راديويي تنها توسط سيستم‌هاي RFID‌ استفاده نمي‌شوند و توسط ديگر سيستم‌ها مانند شبکه‌هاي تلفن همراه نيز قابل استفاده هستند. مشکل آنجا به‌وجود مي‌آيد که همه کشورها و ناحيه‌ها در دنيا از يک فرکانس راديويي مشخصي براي ارتباطات و انتقال داده‌ها استفاده نمي‌کنند. علاوه بر اين، مقررات مربوط به قدرت سيگنال‌هاي راديويي در بسياري از کشورها متفاوت است[32]. از آنجايي‌که فرکانس‌هاي قابل دسترس در هر کشوري متفاوت است، قراردادن يک استاندارد يک‌پارچه و واحد براي تگ‌هاي RFID بسيار سخت است. همچنين به دست آوردن بهترين بازده‌ي هزينه‌‌ي توليد تگ ها نيز در هر کشور قضيه را سخت‌تر خواهد کرد. در زنجيره‌ي تامين در تمام نقاط دنيا که ممکن است کالا از شهري به شهر ديگر يا از کشوري به کشور ديگر انتقال مي‌يابد، نيز بايد راه حلي براي خواندن تمام تگ‌ها به صورت يک استاندارد واحد پيدا کرد. اين برچسب‌هاي شناسايي بايد به‌ طور مشترک توسط مؤسسات سطوح بالا و پايين زنجيره تأمين، به ‌منظور ردگيري محصولات از زمان توليد تا رسيدن به دست مصرف‌کننده به کار روند. هم اکنون در سراسر دنيا تگ‌هايي موجود هستند که با فرکانس‌ها و قدرت‌هاي متفاوتي کار مي‌کنند، ولي هم بسيار پيچيده هستند و هزينه‌ي تمام شده براي توليد اين نوع تگ ها هم بسيار بالاست. به اين دليل که فرکانس‌هاي راديويي مختلف براي استفاده از RFID‌ در دسترس است پس هنوزهم استاندارد مشخص و واحدي براي آن موجود نيست. همانطور که در توضيحات بالاتر نيز اشاره شد اگرچه استاندارد EPC توسط بسياري از سازمان‌ها و خرده‌فروشان مورد استقبال قرار گرفت، استاندارد ISO59 استاندارهاي جايگزيني را نيز پيشنهاد داده است. استانداردهاي ISO براي RFID ، ?حوزه مختلف را تحت پوشش دارند: فناوري استانداردهاي ارتباطي (ISO 18000)، محتواي داده ها (ISO 15418)، همنوايي و کارايي (ISO 18046) و استانداردهاي کاربرد(ISO 10374) . استانداردهاي ISO که در سطح بسيار بالايي تعريف شده اند بر روي ارتباط متمرکزند نه بر روي داده هايي که جابجا مي‌شوند. بعنوان نتيجه، استانداردهايISO ، کلي بوده و بدون در نظر گرفتن داده هايي که جابجا مي شوند، قابل پشتيباني توسط هر سيستمي و در هر زمينه‌اي هستند. از آنجايي که ISO مدعي رويه‌اي قانوني براي منعکس کردن نيازهاي جهاني است، پشت گرمي EPC به حمايت صنايع و سرعت عملکردش است. فرآيندهاي ISO و EPC را مي توان بعنوان مکمل درنظر گرفت. با اين وجود براي حاميان هر دو استاندارد وجود يک استاندارد جهاني مهم است. درصورتي که در کشورهاي مختلف بر روي روشهاي گوناگون فناوري RFID سرمايه گذاري شود، منافع حاصل از استاندارد سازي، ازبين خواهد رفت. به نظر مي رسد که از سال 2005، همگرايي بين اين دو استاندارد بيشتر شده است و دولتها و سازمانهاي درگير در امر استاندارد سازي، تلاش براي يکنواخت سازي استانداردها را افزايش داده اند. در فوريه 2005، مشخصات EPC در مجمع EAN در بروکسل بصورت رسمي تصويب شد و تسليم ISO گرديد. اميد است که اين کار باعث خاتمه دادن به کشاکش بين رويه ISO و EPC در استاندارد سازي گردد. در واقع بهترين حالت آن است که اين دو استاندارد به يک نقطه‌ي مشترک برسند که بتوان بر روي تگ هاي RFID پياده‌سازي کرد. به عنوان يک راه حل موقت هم اکنون تگ‌هايي موجود هستند که زيرنظر هر دو استاندارد عمل مي‌کنند و چون اين تگ ها زيرشاخه‌اي از تگ‌هايي هستند که با فرکانس‌هاي راديويي مختلف کار مي‌کنند، هزينه‌ي توليد بسيار بالايي خواهند داشت[24, 32].

?-?-?- حريم خصوصي و پذيرش مصرف‌کننده
مصرف‌کنندگان نقش بسيار مهمي در پذيرش فناوري RFID ايفا مي‌کنند. اگر مصرف‌کنندگان مزاياي استفاده از RFID را به خوبي متوجه شوند، احتمال استفاده‌ي ايشان از فناوري به مراتب بالاتر خواهد رفت. بسياري از سازمان‌ها و فروشگاه‌ها به مزاياي استفاده از RFID در زنجيره‌ي تامين و مزاياي سودمند آن در بازاريابي توجه مي‌کنند بدون آنکه مصرف‌کننده را در پذيرش اين فناوري سهيم کنند[25].
يکي از جنبه‌هايي که باعث ايجاد شک توسط مصرف‌کنندگان براي استفاده از RFID‌ مي‌شود حفظ حريم خصوصي آن‌ها است. تگ‌هاي RFID متصل به کالا بعد از خريداري شدن توسط مصرف‌کننده همچنان فعال باقي خواهند ماند. بعضي تگ‌ها را به راحتي بعد از خريد کالا مي‌توان جدا کرد ولي بعضي تگ ها نيز در داخل خود محصول جاسازي شده‌اند که با چشم نيز قابل رويت نيست. بسياري از مصرف‌کنندگان باور دارند که توليدکنندگان مي‌توانند آن‌ها را بعد از خريد محصول زير نظر بگيرند[35]. برخي از فعاليت‌هاي خرده‌فروشان نيز ايجاد شک و ترس براي مصرف‌کنندگان مي‌کند. در سال ???? شرکت وال‌مارت براي درک بهتر رفتار مصرف‌کنندگان، اقدام به برچسب‌گذاري برروي رژلب‌هاي موجود در فروشگاه و ضبط نوار ويدئويي از ايشان، هنگامي که آن‌ها کالاي خاصي را از قفسه انتخاب مي‌کردند، نمود. بعد از آنکه روزنامه‌ها اين عمل را فاش و محکوم کردند، تابلوهايي با اين مضمون که به مصرف‌کنندگان اعلام کند که در حال تماشاي ايشان هستند، در فروشگاه نصب گرديد. همچينين شرکت بنتون60 که بدون اطلاع رساني به مصرف‌کنندگان به کالاهاي خود را به تگ هاي RFID‌ مجهز نموده بود نيز مجبور به حذف تگ‌هاي RFID نصب شده بر روي کالاهاي خود کرد[25]. برچسبها داراي شامل چندين قسمت اطلاعاتي مانند شناسة محصول، شناسة توليدکننده و شماره سريال يکتاي محصول هستند. اين اطلاعات به شکل يک‌سري کدهاي عددي نمايش داده ميشوند. اما وجود شماره سريال يکتا حملة فيزيکي را امکانپذير ميکند. براي مثال فرض کنيد که خريدار، بهاي کالا را با استفاده از کارت اعتباري خود ميپردازد. فروشگاه به منظور اراية خدمات آتي خود، مانند اعطاي جايزة خريد، مي‌تواند بين نام خريدار و شماره سريال کالا نوعي ارتباط برقرار کند. هنگامي که خريدار مجددا از فروشگاه خريد کند، تشخيص هويت او به طور خودکار انجام ميشود. حال اگر اين اطلاعات به دست افراد ديگري بيفتد، اطلاعات بسياري در مورد مشتري و کالاي خريداري شده، فاش ميشود. خطر ديگر در وجود اطلاعات کالا در برچسبهاي RFID کالا است. براي مثال فرض کنيد که فردي از داروهاي آرامبخش استفاده ميکند، فاش شدن اين اطلاعات ممکن است امنيت شغلي و اجتماعي او را به مخاطره اندازد. از سوي ديگر خريدار کالاهايي با برچسب RFID ممکن است به عنوان يک هدف تبليغاتي محسوب شود. مثلاً با خريد کالايي با علامت تجاري خاص، آماج تبليغات شرکتهاي رقيب شرکت مذکور قرار گيرد. حتي اگر فرض را بر اين بگذاريم که مشکلات تکنيکي قابل حل هستند، اگر مردم در مورد فوايد استفاده ازRFID توجيه نشوند و توليدکنندگان RFID نتوانند سطح مطمئني از امنيت را به کاربران ارايه دهند، اجراي سيستمهاي RFID در سطح وسيع مفيد نخواهد بود. براي مثال آمار نشان ميدهد که اکثر کساني که در مورد RFID از آنها نظرسنجي شده است، ترجيح ميدهند که پس از خريد کالا برچسب RFID آن را غير فعال کنند. اين آمار به روشني نشان ميدهد که هر چند موفقيتهايي در حل مشکلات RFID در بخش فناوري آن صورت گرفته اما در زمينة اجتماعي در سطح قشر متوسط جامعه، کساني که حرف آخر را در مورد آيندة يک فناوري ميزنند، کار زيادي صورت نگرفته است[35].
با وجود اينکه سيستمهاي RFID به عنوان يکي از فراگيرترين فناوريهاي محاسباتي شناخته ميشوند، هنوز مشکلات بسياري وجود دارد که پيش از به کارگيري آنها در مقياس کلان، بايد حل شوند. يکي از اصليترين اين موارد موضوع امنيت است. در کالاهايي که بر روي آنها اين نوع برچسبها نصب شده است، به هنگام گزارشگيري برچسبخوانها، برچسب بهطور ناآگاهانه اطلاعات حساسي را فاش ميسازد. يکي از مشکلات بسيار مرتبط با امنيت، موضوع رهگيري افراد و يا به عبارتي نقض حريم خصوصي است. اين مشکل به اين دليل روي ميدهد که پاسخهاي رسيده از برچسب به برچسبخوانها قابل پيشبيني است، به اين معني که در حقيقت در اغلب موارد برچسبها هميشه شناسة يکساني را ارايه ميکنند که به شخص ثالث اجازه ميدهد که به سادگي بين برچسب و کالاي مربوط به آن ارتباطي منطقي برقرار کنند. حتي در صورتي که در طراحي برچسبها سعي شود که هيچگونه اطلاعات با ارزشي که منجر به افشا شدن مشخصات برچسب و يا کالاي مربوطه شود، آشکار نشود ممکن است با استفاده از شيوههايي چون برهمنهي برچسبها (منظومه سازي) رهگيري کالا همچنان امکانپذير باشد[25]. براي اينکه مصرف‌کنندگان RFID را بپذيرند و تمايل به استفاده از آن را داشته باشند، بايد به مزاياي استفاده از آن و ارزش افزوده‌اي که براي ايشان ايجاد مي‌کند، آگاهي کامل پيدا کنند. راه حل‌هاي مختلفي براي رفع مشکل حريم خصوصي که به دو مورد رايج آن اشاره مي‌کنيم.

?-?-?-?- دستور از بين‌بردن61
اين راهحل توسط EPCglobal پيشنهاد شد. در اين طرح هر برچسب داراي اسم رمز يکتايي، مثلا ??بيتي، است که در زمان ساخت برچسب برنامهريزي شده است. برچسب EPC به محض دريافت دستور Kill خاص از برچسبخوان بلادرنگ و براي هميشه غيرفعال ميشود. برچسبها Killing در کوتاه مدت، شيوة امنيتي خوبي به نظر ميرسند اما در بلند مدت قابل استفاده نيستند چون بسياري از تواناييهاي سودمند RFID را از بين ميبرند. علاوه بر اين، موجب از بين رفتن جزئيات اطلاعاتي کالا، مانند حذف شماره سريالي که اطلاعات نوع کالا را در خود نگهداري ميکند، نيز ميشود[24].

?-?-?-?- تگ بلاک شده62
اگر بيش از يک برچسب به پرسش ارسال شده توسط برچسبخوان پاسخ دهد، برچسبخوان تصادم را تشخيص ميدهد. جوئلز از اين قابليت براي پيشنهاد دادن يک شيوة غير فعال ايجاد پارازيت به نام برچسب بلوککننده استفاده کرد. يک برچسب بلوککننده طيف کاملي از شماره سريالهاي ممکن براي برچسب را شبيهسازي مي کند و موجب درماندگي برچسبخوان ميشود. فروشگاهها برچسبهاي بلوککننده را در هنگام خروج مشتري از فروشگاه در سبدهاي خريد قرار ميدهند. تا زمان

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید