باعث تغيير جو و ظاهر فروشگاه خواهد شد که منجر به جذاب شدن محيط خريد مي‌شود. در واقع المان‌هاي جديد و جذاب‌تري براي مصرف‌کنندگان در فروشگاه ايجاد خواهد شد که توجه آن‌ها را بيشتر جلب خواهد کرد. نتيجه‌ي اين امر جستجوي ساده‌تر، اطمينان بيشتر مصرف‌کنندگان در خريد و صرفه‌جويي در نيروي انساني و زمان خواهد شد[51]. با توجه به برخي فناوري‌ها مصرف‌کنندگان در محيط فروشگاه‌ به آن‌ها به مانند يک بازي ِ ويدئويي نگاه مي‌کنند. به طور مشخص مصرف‌کنندگان مي‌توانند اطلاعات مختلفي تهيه کنند، مواد تشکيل‌دهنده‌ي کالا را با هم مقايسه کنند، کالاي پوشيدني را مي‌توانند به صورت مجازي بر تن کنند و به جزئيات دقت کنند. از اين طريق هر شخصي بهترين گزينه را براي خريد پيدا مي‌کند. در حالي که از خريد خود لذت نيز برده است. محيط مجهز به فناوري روز و لذت بخش مي‌تواند بسياري از مردم را سمت خود بکشد. به عنوان مثال، اکثر مردان خريد سنتي را نمي‌پسندند و ترجيح مي‌دهند که خريد اينترنتي انجام دهند[52]. بنابراين تجهيز فروشگاه‌ها به فناوري‌هاي روز و جذاب کردن محيط خريد باعث مي‌شود افرادي از اين دست نيز به فروشگاه‌ها جلب شوند و از خريد سنتي نيز لذت ببرند. همين مثال براي کودکان نيز صادق خواهد بود. در نهايت هدف اين فناوري‌ها اين مطلب خواهد بود که از طريق خدمات سرگرم کننده و جذاب محيط خريد راحتي براي مصرف‌کننده ايجاد کنند که نتيجه‌اش اين خواهد شد که مصرف‌کنندگان وقت بيشتري در فروشگاه بگذرانند و احتمال خريد بالاتر رود.
?- تاثير بر تجربه‌ي خريد: معرفي فناوري‌ جديد فرآيند سنتي خريد را در پنج مرحله تحت تاثير قرار مي‌دهد. (?) شناخت مسئله (?) جمع‌‌آوري اطلاعات (?) ارزيابي گزينه‌ها (?) تصميم براي خريد (?) رفتار پس از خريد[1]. به طور خاص، بررسي مي‌کنيم که فناوري‌هاي جديد چگونه بر روي اين پنج مرحله تاثيرگذارند.
شناخت مسئله: اين فناوري‌ها مي‌توانند تازه‌هاي موجود در فروشگاه را به شخص بگويند و اعلام کنند که چه محصولي بهترين تطابق را با توجه به نياز مصرف‌کننده دارد.
جمع‌‌آوري اطلاعات: فناوري ابزار مناسبي براي جستجو در بين کالاها و کسب اطلاعات دقيق از آن‌ها است. از طريق فناوري مي‌توان جزئيات مختص ِمربوط به کالا را به دست آورد و هر کالا را با مدل‌هاي مشابه مقايسه کرد.
ارزيابي گزينه‌ها: مفاهيم اساسى خاصى وجود دارند که به فرآيندهاى ارزيابى مصرف‌کننده کمک مى‌کنند. از طريق اطلاعات جمع‌اوري شده توسط فناوري‌ها، مشتري ابزار مفيد جديد براي انتخاب خود دارد. از اين طريق فناوري فرآيند تصميم خريد را براي مصرف‌کننده راحت‌تر خواهد کرد.
تصميم براي خريد: فناوري قادر به حمايت مصرف‌کنندگان در طول فرآيند خريد خواهد بود. از لحظه‌ي انتخاب کالا تا لحظه‌ي پرداخت مبلغ آن. براي مثال از اين طريق به طور خودکار سيستم مجموع هزينه‌ي کالاها را بيان کرده و بهترين روش پرداخت را نشان خواهد داد[53].
رفتار پس از خريد: فناوري‌هاي ذکر شده بر رفتار مشتري پس از خريد تاثيرگذارند. در واقع اين فناوري‌ها بر خدمات پس از فروش و تعامل بين مشتري و سازمان تاثيرگذارند. در نتيجه بر رضايت‌مندي وي و وفاداري مشتري به سازمان تاثير مثبت خواهند گذاشت.

با توجه به مطالب گفته شده، تجربه‌ي خريد در نزد مصرف‌کنندگان لذت بخش خواهد بود و در نتيجه بر رفتار خريد ايشان تاثير مثبت خواهد گذاشت.
به علاوه، با بکارگيري اين فناوري‌ها تعامل مشتري با کالاها و خدمات سازمان در حين خريد و نقطه ي پايانه‌ي فروش افزايش مي‌يابد و باعث خواهد شد که مصرف‌کنندگان با نگرش مثبتي قصد استفاده از فناوري را داشته باشند[54]
?-?-?- مدل پذيرش فناوري TAM
از آنجايي که TAM در مطالعات مختلف زيادي در اجراي فناوري جديد مورد استفاده قرار گرفته است، در بسياري از موقعيت‌ها و مکان‌هايي فناوري جديد در حال شکل‌گيري و پياده‌سازي است، امتحان نشده است. همچنين ونکاتش و ديويس در سال ???? نشان داده بودند در مکان‌هايي که پذيرش ِ فناوري جديد اختياري نيست، هنوز تفاوت هايي در پذيرش يک فناوري جديد وجود دارد. کارکنان حق انتخاب براي امتناع از استفاده کردن از فناوري جديد را نداشتند[41]. به علاوه TAM اوليه براي مطالعه‌ي نيت استفاده بررسي شده است. استفاده از TAM به منظور پيش بينيِ رضايت‌مندي نسبتا جديد است. مولفان متعددي نشانه هايي پيدا کرده بودند که TAM مي تواند به منظور پيش بيني رضايت مندي و پذيرش به خوبي مورد استفاده قرار گيرد. يکي از فرض‌هاي کليدي TAM اين است که قصد استفاده يک فناوري جديد مي تواند فقط به وسيله مطالعه کردن درک هاي سهولت استفاده و سودمندي از يک فناوري جديد پيش بيني شود. تمامي فاکتورهاي ديگري که ممکن است بر قصد استفاده يک فناوري جديد تاثيرگذار باشد، کاملا در ميان درک هاي سهولت استفاده و سودمندي قرار گرفته اند و هيچ اثر مجزايي روي مقاصد کاربردي نخواهند داشت[40].
در اين مطالعه نشان داديم که استفاده از TAM براي فناوري RFID قابل توجيه است. سهولت درک از استفاده و سودمندي درک شده رضايت کارکنان در استفاده از RFID را پيش بيني مي‌کند. به علاوه شش فاکتور مستقلي که به منظور تاثير گذاري روي درک سودمندي و سهولت استفاده پيش بيني شده اند، تاثير مستقيمي روي رضايت مندي ندارند. در کنار اين حقيقت که TAM مي تواند در موقعيت هايي که پذيرش يک فناوري جديد اختياري نيست مورد استفاده قرار گيرد، اين مطلب ثابت مي شود که TAM مي تواند به منظور اندازه گيري رضايت مندي نيز مورد استفاده قرار گيرد. در تحقيق‌هاي آينده بر روي RFID، TAM مي تواند به عنوان يک مدل اصلي به منظور اندازه گيري رضايت مندي و پذيرش RFID مورد استفاده قرار گيرد.
از آنجايي که به نظر مي‌رسد TAM براي ارزيابي رضايت کارکنان مناسب است، توانايي پيش‌بيني کردن قصد استفاده‌ي بيشتر از RFID را با توجه به فرض‌هاي مسئله ندارد. نتايج به دست آمده از اين مطالعه اين قضيه را تاييد مي کند که سودمندي درک شده از فناوري قصد استفاده بيشتر از RFID را تعيين خواهد کرد. در جايي که سهولت درک از استفاده روي قصد استفاده بيشتر از RFID تاثير نمي‌گذارد. اين دستآورد هم راستا با چيزي که TAM پيش بيني مي کند نيست. يک توضيح ممکن براي اين دستآورد مي تواند اين باشد که تصميم به استفاده بيشتر از RFID با تصميم براي استفاده يک سيستم به طور کلي متفاوت است. ظاهرا فقط زماني که استفاده از RFID سودمند تر به نظر مي رسد، کارکنان به فکر استفاده بيشتر از RFID خواهند افتاد. سهولت استفاده هيچ تاثيري روي تصميم به استفاده بيشتر از RFID ندارد. آسان تر ساختن استفاده از سيستم تاثيري قابل توجهي بر کارکردن با RFID نمي‌گذارد و بنابراين روي قصد استفاده بيشتر از RFID تاثير نمي‌گذارد. سودمندي درک شده روي قصد استفاده‌ي بيشتر از RFID تاثير مي‌گذارد. زيرا زماني که سودمندي درک شده افزايش مي يابد، کارکنان از RFID بيشتر استفاده مي کنند و مي توانند سود و منفعت بيشتري به دست بياورند. در عمل اين مطلب به اين معني است که اگر کارکنان بخواهند استفاده از RFID را افزايش دهند، مي بايست مفيد بودن و سودمندي ِ استفاده از RFID را بهتر درک کنند. لذا تلاش براي آسان‌تر کردن کار با اين فناوري نتيجه‌اي در استفاده‌ي بيشتر و تمايل استفاده‌ي بيشتر از آن ندارد و مديران فروشگاه‌ها و سازمان‌ها بايد تمرکز خود را بيشتر در رساندن مفهوم سودمندي‌ ِ اين فناوري در کارهايشان (مانند کمتر کردن خطاها، موجودي‌ها و…) بگذارند.
يکي از مزاياي TAM اين است که مي‌تواند به مدير مجموعه براي تمرکز کردن روي مهم ترين قسمت‌ها به منظور افزايش رضايت مندي کارکنان کمک کند. نتايج اين مطالعه نشان مي دهد که به منظور افزايش رضايت کارکنان از RFID، مديريت مي‌بايست روي سهولت استفاده و سودمندي سيستم تمرکز کند. بايد توجه ويژه شود که آيا استفاده از سيستم براي کارمندان مفيد است يا خير و همچنين زماني که کارمندي در حال استفاده از RFID است، کدام قسمت ها مفيد هستند. اين تحقيق نشان مي‌دهد زماني که کارکنان احساس کنند که استفاده از يک سيستم مشکل است، آن ها با احتمال کمتري سيستم را مي‌پذيرند. در زمان پياده سازي سيستم، اين مطلب اهميت دارد که سيستم را تا حد ممکن براي تمامي کارکنان که با RFID کار مي کنند، سر راست و آسان سازد. بدون رضايت کارکنان، پياده سازي يک سيستم جديد اغلب اوقات نا موفق مي باشد. زماني که يک سازمان به اين منظور اداره مي شود که بعد از اجراي RFID کارمندانش را راضي نگه دارد، اين مطلب محتمل تر خواهد بود که اجرا موفق باشد.
حالا که اين مطلب نشان داده شد که TAM يک مدل دقيق براي پيش بيني رضايت مندي براي RFID است، در ادامه تمرکز روي فاکتورهايي خواهد بود که در نسخه هاي توسعه يافته از TAM سابقه‌هاي سهولت درک از استفاده و سودمندي درک شده را بررسي کردند. براي هر فاکتور ما نتايج را گزارش مي کنيم و در سوابق RFID روي آن ها بحث مي‌کنيم.

?-?-?- ارتباط شغلي
تحقيقات نشان داده بودند که زماني که کارکنان احساس کنند که يک فناوري جديد روي کارشان اثر خواهد گذاشت، آن‌ها تمايل دارند که سودمندي استفاده از اين فناوري بيشتر باشد[45]. انتظار مي‌رفت که همين اتفاق با فناوري RFID رخ دهد. در تحقيقات آينده زماني که سازمان هاي بيشتر و بزرگ تري RFID را به اجرا در آوردند، دستآوردهاي قابل توجه براي ميزان ارتباط شغلي ممکن است به دست آيد. زيرا ممکن است واريانس هاي بيشتري در سطوح ميزان ارتباط شغلي از کارکنان وجود داشته باشد.
دست‌آوردها براي ميزان ارتباط شغلي نشان مي دهد که تفاوتي در درک‌ سودمندي بين کارکناني که RFID ارتباط زيادي با کارشان دارد و آن هايي که کم تر با RFID کار مي کنند، وجود دارد. اين دست آورد پيشنهاد مي کند افرادي که با پياده سازي RFID بيشتر تحت تاثير قرار گرفتند احتياج به توجه بيشتري نسبت به کارکناني که کم تر با RFID کار کرده اند، دارند. اين يک دست آورد واضح است. منطقي به نظر مي رسد که در طول پياده سازي RFID تمرکز بر روي آن دسته از کارکناني باشد که قرار است با RFID بيشتر کار کنند.

?-?-?- قابليت شرح نتايج
مولفاني مانند ونکاتش و ديويس اثبات کرده بودند که قابليت شرح (مشاهده) نتايج ِ يک فناوري جديد در پذيرش آن مهم است[41]. اکثر سازمان‌ها بر کارايي کارکنان‌شان نظارت مي‌کنند. در نتيجه کارکنان ممکن است تصميم بگيرند که آن جنبه از کاره ِ خود را که در ارزيابي کارايي‌شان بيشترين اهميت را دارد، تمرکز کنند. زماني که تاثير استفاده از RFID روي کارايي يک کارمند براي خود کارمند قابل رويت است، اين مطلب انتظار مي‌رود که کارمند سودمندي ِ استفاده از سيستم را مهم بداند. چنان که کارکنان احساس کنند که کارايي‌شان به RFID مربوط شده است، ممکن است بخواهند مطمئن شوند که RFID برايشان مفيد است. تحقيقات قبلي نشان مي دهد که قابليت شرح نتايج ممکن است روي درک سودمندي کارکنان تاثير گذارد. اين مطالعه نيز اين فرض را تاييد مي‌کند.

?-?-?- نگراني استفاده از فناوري
تحقيق نشان داده است که اضطراب استفاده از تکنولوژي روي رضايت کارکنان به منظور استفاده از تکنولوژي جديد تاثيرگذار است[43, 44]. خلق و خوي انسان‌ها تمايل به دوري از فعاليت‌ها و کارهايي است که سبب ايجاد احساس اضطراب مي‌شود و همين مطلب براي نگراني استفاده از فناوري نيز صادق است. مطالعات ديگر نشان داده بودند که کارکناني که اضطراب بيشتري از استفاده از فناوري دارند، آن را سخت‌تر درک خواهند کرد. به علاوه آن ها ممکن است سودمندي حاصل

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید