يادگيري ِ استفاده از RFID افراد بايد بر حس نگراني و ناراحتي خود نيز غلبه کنند. از آنجا که استرس در افراد مي‌تواند بسيار قوي باشد، افرادي که نگراني استفاده از فناوري را دارند بايد انرژي بيشتري براي استفاده از سيستم جديد صرف کنند. همين مسئله منجر به درک کمتر از سهولت استفاده از فناوري خواهد شد[41]. در مقاله‌اي نيز نويسندگان رابطه‌ي بين ويژگي‌هاي شخصيتي و درک استفاده از فناوري مورد بررسي قرار دادند. آن‌ها به اين نتيجه رسيدند کساني که رتبه‌ي بالايي در ناخوشايندي استفاده از فناوري دارند، با مفهومي مشابه به نگراني در استفاده از فناوري، استفاده از فناوري به مراتب دشوارتر از کساني مي‌دانند که با ترس کمتر و خوشايندي بيشتر از آن استفاده مي‌کنند.[43]

فرض ?-?: سازگاري با فناوري تاثير منفي بر درک سهولت در استفاده از RFID خواهد داشت.
از افرادي که نگراني استفاده از فناوري را دارند انتظار مي‌رود که به سختي با RFID ارتباط برقرار کنند و به سختي قادر به سازگاري با اين فناوري خواهند بود. لذا محتمل است اين افراد وظايف محوله بر ايشان که از طريق RFID قابل انجام است را به درستي انجام ندهند و در نتيجه درک ازسودمند بودن اين فناوري براي افراد کاهش پيدا خواهد کرد. ميتر69 و همکاران در مقاله‌اي (????) نشان مي‌دهند افرادي که نگراني استفاده از فناوري دارند بيشتر در انجام وظيفه‌اي که بر عهده‌شان است دچار ابهام خواهند شد و اين مسئله باعث بروز اختلال در انجام فعاليت‌هاي جاري مي‌شود. بنابراين قضاوت صحيح درباره‌ي کار با RFID از جانب آن‌ها سخت خواهد بود[44].
يکي از مزاياي استفاده از RFID براي سازمان، رديابي محصول و استفاده‌ي آن است که منجر به کاهش زمان و اطلاعات دقيق و جامعي مي‌شود. کارمندي که قادر به استفاده‌ي راحت از RFID نيست زمان بيشتري را به نسبت قبل از ورود فناوري صرف مي‌کند تا وظيفه‌ي خود را انجام دهد. زيرا علاوه بر زمان صرف شده براي کار وي انرژي و زمان بيشتري نيز نياز دارد تا بر ترس خود چيره شود و بتواند با راحتي به فعاليت خود ادامه دهد. اگر افرادي که نگراني در استفاده از فناوري را دارند متوجه بهبود کار خود در استفاده از RFID نشوند، درک سودمندي از استفاده فناوري کاهش خواهد يافت[42]. افرادي که به تقريب زيادي قادر به سازگاري با فناوري نيستند به سختي مي‌توانند پيچيدگي‌هاي آن را درک کنند، در نتيجه درجه‌ي استرس در اين افراد بالا مي‌رود و ادامه‌ي کار را براي ايشان سخت مي‌کند. استرس منجر به نداشتن تمايل افراد در استفاده از فناوري مي‌شود و ترس منجر به نگراني استفاده از آن خواهد شد[44]. از آنجايي که اين دو عامل در عمل متفاوت هستند انتظار مي‌رود نتايج متفاوتي در تحقيق نيز به دست آيد. بنابراين فرض مي‌کنيم که:

فرض ?-?: سازگاري با فناوري تاثير منفي بر درک سودمندي از RFID خواهد گذاشت.

?-??-?- جنسيت
در بسياري تحقيقات جنسيت به عنوان متغير مستقل تعريف شده است. به طور مثال تحقيقاتي که بر روي افراد در سازمان‌هاکه چه انتظاري از شغل خود دارند، انجام شده است که نتايج متفاوتي در مردها و زن‌ها مشاهده شده است. ونکانتش و همکاران در سال ???? تحقيقي تفاوت تصميم پذيرش فناوري در زن‌ها و مردها انجام دادند. در آن بررسي به مفهوم کنترل رفتاري و تاثير آن بر خصيصه‌هاي پذيرش تمرکز داشته‌اند. کنترل رفتاري درجه‌اي است که مرد يا زن معتقد است کنترل عامل‌هاي رفتاري مي‌تواند هم شخصي و هم از عوامل خارجي باشد. آن‌ها مشاهده کردند، به اين دليل که مردان به نسبت زنان بيشتر نتيجه‌گرا هستند لذا بيشتر توجه خود را به نتيجه‌ي پاياني ِ کار معطوف مي‌کنند و فرآيند رسيدن به هدف موردنظر برايشان خيلي مهم نيست. چون مردان بيشتر به نتيجه‌ي نهايي نگاه مي‌کنند، آن‌ها تمايل دارند ميزان انرژي که براي رسيدن به نتيجه‌‌ي مورد نظر مصرف کردند را متوجه شوند. به علاوه، مردان انرژي بيشتري را صرف غلبه بر مشکلات موجود براي رسيدن به هدف صرف مي‌کنند. در سوي ديگر، زنان بيشتر تمرکز خود را در فرآيند رسيدن به هدف مي‌گذارند. از آنجا که روند رسيدن به نتيجه براي زنان مهم است پس سهولت استفاده از سيستم در روند کارها برايشان اهميت خاصي پيدا مي‌کند. بنابراين درک سودمندي در استفاده از سيستم براي زنان به نسبت مردان مهم‌تر خواهد بود. همچنين ونکاتش و همکاران در همان مقاله بيان مي‌کنند که درک سودمندي در استفاده از سيستم براي مردان چشمگيرتر است. با بسط موضوع فوق مي‌توان گفت که مردان سودمند بودن استفاده از RFID را بهتر درک مي‌کنند و زنان درک سهولت در استفاده از آن را بهتر درک خواهند کرد[41].

فرض ?-?: مردان درک بالاتري در سودمندي استفاده از RFID خواهند داشت.

فرض ?-?: زنان درک بالاتري در سهولت استفاده از RFID‌ خواهند داشت.

علاوه بر تاثير جنسيت روي درک کنترل رفتاري تحقيقات نشان مي‌دهد زنان در کل به نسبت مردان نگراني بيشتري در استفاده از فناوري دارند[41]. اين مطلب نشان مي‌دهد که جنسيت نه تنها بر روي درک سودمندي و سهولت استفاده از فناوري تاثيرگذار است، بلکه بر روي هردوي آن‌ها توسط متغير نگراني استفاده از فناوري موثر است. در ادامه آزمايش خواهيم کرد که آيا نگراني استفاده از فناوري به صورت ميانجي70 بين جنسيت و درک سودمندي و سهولت استفاده از فناوري عمل خواهد کرد يا خير. (بخش ?-?-?).

?-??-?- تجربه
افرادي که تجربه‌ي کار با فناوري‌هاي ديگر را دارا هستند، درک بهتري در استفاده از سيستم جديد خواهند داشت. اکثر سازمان‌هايي که در حال اجرا يا آزمايش RFID هستند معمولا قبل از آن تجربه‌ي استفاده از فناوري‌هاي ديگري مثل بارکد و سيستم‌هاي ERP به همراه دارند. اگر سيستم براي فردي کاملا جديد باشد، او از تجربه‌هاي مشابه قديمي خود براي رسيدن صحيح به معيارهاي فناوري جديد استفاده خواهد کرد. اگرچه RFID به نسبت فناروي‌هاي قبل از آن جديدتر مي‌باشد ولي شبيه‌سازي تجربه‌هاي قبلي براي هر شخص در راستاي استفاده‌ي صحيح از RFID بسيار مفيد خواهد بود. زماني که اطلاعات بيشتري از سيستم جديد در دسترس باشد، کارمند قضاوت و بينش بهتري به سيستم جديد خواهد پيدا خواهد کرد و اثر تجربه‌‌هاي قبلي کمرنگ خواهد شد[41]. با توجه به اينکه RFID به نسبت جديد و متفاوت‌تر از فناوري‌هاي قبلي استفاده شده در سازمان‌ها است، انتظار مي‌رود تجربه‌ي قبلي کارمندان در استفاده از سيستم‌هاي مشابه ارزيابي بهتري در استفاده از RFID به وجود آورد.
کارمنداني که با RFID آشنا نيستند و هيچ تجربه‌اي در استفاده از سيستم‌هاي مشابه قبلي مانند بارکد ندارند، به سختي با سيستم جديد ارتباط برقرار مي‌کنند و استفاده‌ از آن را سخت‌تر مي‌دانند. کارمنداني که تجربه‌ي قبلي دارند مشکل کمتري در پذيرش فناوري جديد دارند. بنابراين انتظار مي‌رود که تجربه تاثير مثبتي بر درک سهولت استفاده از فناوري داشته باشد.

فرض ?-?: تجربه با سيستم‌هاي مشابه تاثير مثبت بر درک سهولت استفاده از فناوري خواهد گذاشت.

آشنايي با سيستم‌هاي فناوري اطلاعات و پايگاه‌هاي داده درک سودمندي استفاده از سيستم را براي کارمند افزايش مي‌دهد. اگر کارمند تجربه‌ي خوبي در استفاده سيستم‌هاي اطلاعاتي داشته باشد، فناوري جديد را به نسبت افرادي که بي‌تجربه‌تر هستند، مفيدتر مي‌داند[45].
با استناد به همين دليل، مي‌توان فرض کرد تجربه‌ي کار با سيستم‌هاي اطلاعاتي قبلي درک سودمندي RFID را افزايش دهد. اگر آن‌ها آشنايي با سيستم‌هاي مشابه داشته باشند مزاياي استفاده از RFID را نيز بهتر درک حواهند کرد. پس فرض خواهيم کرد:

فرض ?-?: تجربه تاثير مثبتي بر درک سودمندي خواهد داشت.

?-??-?- فرهنگ
فرهنگ تعاريف متفاوتي دارد و هرکس از منظر خاصي به آن مي‌نگرد. مي‌توان بيان کرد که فرهنگ مجموعه‌اي از رفتارها، باورها، مفاهيم و اعتقادات است که بين گروهي از افراد مشترک است و به گونه‌اي متوالي توسط ديگران که وارد آن جامعه مي‌شوند، آموخته و بکار گرفته مي‌شود. در تعريفي ديگر فرهنگ مجموعه‌اي از آداب و سنت‌هاي اجتماعي است. تاثيرات فرهنگي موثر بر فناوري را مي توان عبارت از ميزان درجه‌اي که باورها و اصول اجتماعي افراد بر استفاده از فناوري دانست. به عبارتي ديگر استفاده از فناوري بين سازمان‌ها در چه حد عرف جامعه است و مردم در چه اندازه‌اي باور دارند که استفاده از فناوري‌‌هاي به روز دنيا آن‌ها را به جلو سوق مي‌دهند[14]. پس انتظار مي‌رود تاثيرات فرهنگي درک شده از استفاده از فناوري بر درک سودمند بودن آن موثر است.

فرض ?: تاثيران فرهنگي درک شده از فناوري RFID نگرش مثبتي بر درک سودمندي آن خواهد داشت.

?-??- رضايت‌مندي71
براي اعتبار بيشتر مدل TAM با قرارگيري فناوري RFID، تاثير درک سودمندي و درک سهولت بر رضايت‌مندي کارمندان نيز اهميت پيدا خواهد کرد. همانطور که در قبل اشاره شد، علاوه بر آزمون کردن قصد استفاده از فناوري در اين مقاله به رضايت‌مندي هم اشاره خواهد شد.
کنرات72 و ديگران در سال ???? در مدل TAM، رضايت‌مندي را قبل از قصد استفاده از تکنولوژي بررسي کردند. به اين مضمون که اگر شخصي از فناوري رضايت داشته باشد در نتيجه قصد استفاده از آن را خواهد داشت. مدل TAM نشان مي‌دهد که زماني که کارمندي استفاده از فناوري را سودمند مي‌داند، با احتمال بيشتري قصد استفاده از فناوري را دارد. در منطقي مشابه، انتظار مي‌رود که اگر کارمندي استفاده از RFID را آسان بداند، او نگرش مثبتي به آن خواهد داشت[42]. در نتيجه فرض مي‌کنيم:

فرض ?-?: درک سهولت از فناوري اثر مثبتي بر رضايت‌مندي خواهد داشت.

کارمندي که استفاده از فناوري را سودمند بداند رضايت بيشتري در استفاده از آن خواهد داشت. در نتيجه مي‌توان فرض کرد که درک سودمندي نگرش مثبتي در رضايت‌مندي ايجاد خواهد کرد. بنابراين:

فرض ?-?: درک سودمندي از فناوري اثر مثبتي بر رضايت‌مندي خواهد داشت.

?-??- قصد استفاده از فناوري
هنگامي که کارمندان با RFID کار کرده‌اند و نگرش مثبتي به‌ آن دارند، بعضي کارکنان تمايل به استفاده‌ي بيشتري از RFID خواهند داشت. ممکن خواهد بود که قصد استفاده از فناوري مانند رضايت‌مندي رابطه‌ي مستقيمي با درک سودمندي و درک سهولت استفاده از فناوري داشته باشد. از طرف ديگر، محرک‌هاي ديگري نيز بر افزايش قصد استفاده از RFID موثر است. براي مثال نظر همکاران و مقامات بالاتر درباره‌ي RFID مي تواند بر افزايش قصد استفاده از آن اهميت ويژه‌اي داشته باشد. قابل ذکر مي‌باشد که موارد استفاده از فناوري RFID بسيار گسترده است و عملا استفاده از تمام مزاياي آن در صنف خاصي امکان‌پذير نيست. بنابراين رابطه‌ي بين سهولت استفاده از قصد استفاده از فناوري را به صورت گزاره بيان مي‌کنيم:

گزاره‌ي ?-?: درک سهولت استفاده تاثير مثبت بر قصد استفاده‌ي بيشتر از RFID خواهد گذاشت.
منطقي مشابه ما را به همين سمت سوق مي‌دهد که درک سودمندي قصد استفاده‌ي بيشتر از فناوري را افزايش خواهد داد. زماني که کارمند استفاده از RFID را در کار خود مفيد بداند، سعي در استفاده‌ي بيشتر اين فناوري در ديگر کارهاي ديگر خود براي رسيدن به بازده‌ي بيشتر خواهد کرد.

گزاره‌ي ?-?: درک سودمندي تاثير مثبت برا قصد استفاده‌ي بيشتر از RFID خواهد گذاشت.

?-??- مدل تحقيق
با تجزيه و تحليل داده‌ها سعي بر اين است تفاوت ميان کارمندان در پذيرش فناوري RFID را ارزيابي کنيم. ارتباط شغلي، قابليت اثبات و مشاهده‌ي نتايج، نگراني در استفاده از فناوري، جنسيت،

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید