سازمان مي دانند.چاتمن و اورايلي “1968” تعهد سازماني را به معني حمايت و پيوستگي عاطفي بااهداف و ارزشهاي يك سازمان ، به خاطر خود سازمان و دور از ارزشهاي ابزاري آن “وسيله اي براي دستيابي به اهداف ديگر” تعريف مي كنند (رنجبريان ، 1375،ص48).
تعهد سازماني عبارت از نگرشهاي مثبت يا منفي افراد نسبت به كل سازمان “نه شغل ” است كه در آن مشغول به كارند. در تعهد سازماني شخص نسبت به سازمان احساس وفاداري قوي دارد و از طريق آن سازمان خود را مورد شناسايي قرار مي دهد.سوال اصلي پژوهش:آيا بين سبك هاي مديريت مديران و رضايت شغلي و تعهدسازماني كاركنان رابطه اي وجود دارد؟

اهميت و ضرورت پژوهش
رشد و توسعة نظام هاي آموزشي يكي از وجوه مشخص عصر ماست. اين امر، به ويژه در چند دهة اخير، در كشورهاي جهان سوم به مسئله اي مهم مبدل شده است. از سويي تقاضا براي آموزش و پرورش، رشد بي سابقه اي پيدا كرده است، به طوري كه با افزايش تعداد دانش آموزان در سطوح مختلف آموزشي ،تأسيس مدارس و مراكز آموزشي جديد،‌استخدام معلمان بيشتر و سرمايه گذاري افزون تر ضرورت يافته است . از سوي ديگر،‌ ضرورت در تصميم گيري و سياست گذاري بهبود كيفي و ايجاد فرصت هاي برابر آموزشي براي همگان نقش خطير مديريت نظام آموزشي را به وظيفه اي سنگين و پرمسئوليت مبدل ساخته است( علاقه بند،‌ 1381،‌ ص 15).
پيامد پاسخ گويي به تقاضاي روز افزون آموزش و پرورش، گسترش نظام آموزشي به صورت سازماني عظيم و گسترده است كه با تعداد كثيري دانش آموز سروكار دارد،‌وظايف متعدد و متنوعي را انجام مي دهد، كاركنان فراوان با دانش و مهارت هاي گوناگون را به خدمت مي گيرد، منابع مادي و مالي عظيمي را مصرف مي كند و روي هم رفته اثرات و نتايج دامنه داري به بار مي آورد. گردش كار و فعاليت هاي چنين تشكيلاتي ، بدون ترديد، به برنامه ريزي آگاهانه وسازماندهي هوشمندانه نيازمند است و نتيجه بخشي خدمات حساس و خطير آن مستلزم رهبري و مديريت اثربخش است. پس اگر آموزش و پرورش با انسان سروكار دارد و چون انسان موجودي پيچيده است از اين رو، نظام آموزشي و كارورزان آن به ايفاي دشوارترين و پرمسئوليت ترين وظايف اجتماعي اشتغال دارند، در يك نظام آموزشي سنجيده و عقلاني كه مبتني بر اهداف روشن و برنامه مشخص عمل مي كند، ايفاي وظايف و فعاليت هاي آموزشي و رهبري آن ها بايد به افراد شايسته و صاحب صلاحيت سپرده شود.( همان منبع، ص 16)
هدف نهايي در هر سازمان که موجب ارضاء نيازهاي کارکنان و نيازهاي مديريت ميشود از طريق تحقق اهداف سازماني بدست مي آيد . بدين معني که در تمام سازمان ها چه عمومي و چه خصوصي ، اگر طرف مديريت داراي نيات بهره وري ازسرمايه و ساير عوامل توليد د ر سازمان باشد ، در مقابل افراد نيز طالب منافعي هستند که در قبال کار انجام داده سازمان ، بايد بدست آوردند . هرگاه اين امريکسويه شود يعني يکي از طرفين ، نيازهاي خود را رفع کند و طرف ديگر ناکام شود معادله منافع طرفين درهم مي ريزد . در اين صورت ، ادامه حيات سازمان دچار مشکل مي شود .(شيرازي ،1379،ص143).
در توجه به نيازهاي مشترک ، معلوم مي شود که غايت سازمان ها ترکيبي ازنيازهاي افراد تشکيل دهنده آن است . زماني که در تشکيل سازماني اين نيازها رفع شود، فرد در سازمان براي انجام کار راغب مي شود و طبعا موجب رضايتمندي شغلي در افراد مي شود . ايجاد انگيزه در افراد مي تواند با شناخت و پاسخگويي به نيازهاي آنها ميسر شود . شناخت انگيزه هاي انساني دشوار است چرا که انسان ها با توجه به تفاوتهاي فردي ، انگيزه هاي خود را به راحتي بروز نمي دهند . بنابراين نظر مديريت براي پيش بيني زيربناي سلوک و رفت ار افراد دچار مشکل مي شود . لذا جهت کاهش مشکل مديريت ، در تشخيص عوامل زيربنايي مديريت ، آراستگي مديران به علم روانشناسي ، بخصوص روانشناسي مديريت الزامي است (همان منبع،ص145).

تعهد به معني پايبندي به اصول وفلسفه يا قراردادهايي است كه انسان به آنها معتقد است و پايدار به آنها مي باشد. فردمتعهد كسي است كه به عهد و پيمان خود وفادار باشد و اهدافي را كه به خاطر آنها و براي حفظ پيمان بسته است صيانت كند. شلدون تعهد سازماني را چنين تعريف مي كند:نگرش يا جهت گيري كه هويت فرد را به سازمان مرتبط يا وابسته مي كند. كانتر تعهدسازماني را تمايل عاملان اجتماعي به اعطاي نيرو و وفاداري خويش به سيستم هاي اجتماعي مي داند. به عقيده سالانسيك تعهد حالتي است در انسان كه در آن فرد با اعمال خود و از طريق اين اعمال اعتقاد مي يابد كه به فعاليتها تداوم بخشد و مشاركت موثرخويش را در انجام آنها حفظ كند.

اهداف پژوهش
هدف كلي اين پژوهش عبارت است از: بررسي رابطه سبك هاي مديريتي مديران با تعهد سازماني و رضايت شغلي كاركنان ادارات شهرستان سرپل ذهاب .
اهداف جزئی این پژوهش عبارتند از:
1-تعیین رابطه بين سبك مديريت آزادمنشانه با تعهد سازماني درکارکنان .
2- تعیین رابطه بين سبك مديريت آمرانه با تعهد سازماني درکارکنان .
3- تعیین رابطه بين سبك مديريت تلفیقی با تعهد سازماني در کارکنان .
تعیین رابطه بين سبك مديريت آزادمنشانه با رضایت شغلی درکارکنان .
2- تعیین رابطه بين سبك مديريت آمرانه با رضایت شغلی درکارکنان .
3- تعیین رابطه بين سبك مديريت تلفیقی با رضایت شغلی درکارکنان
فرضیات پژوهش
1- بين سبك مديريت آزادمنشانه با تعهد سازماني کارکنان رابطه معني داري وجود دارد.
2-بين سبك مديريت آمرانه با تعهد سازماني کارکنان رابطه معني داري وجود دارد.
3-بين سبك مديريت تلفیقی با تعهد سازماني کارکنان رابطه معني داري وجود دارد.
4-بين سبك مديريت آزادمنشانه با رضایت شغلی کارکنان رابطه معني داري وجود دارد.
5-بين سبك مديريت آمرانه با رضایت شغلی کارکنان رابطه معني داري وجود دارد.
6-بين سبك مديريت تلفیقی با رضایت شغلی کارکنان رابطه معني داري وجود دارد.

متغيرها:
متغير: به ويژگي يا عاملي اطلاق مي شود كه بين افراد جامعه مشترك بوده و مي تواند مقاديركمي و ارزشي متفاوتي داشته باشد. ( شفيع آبادي، 1382)
در اين پژوهش سبك هاي مديريت متغير مستقل اندكه عبارتند از:
سبك مديريت آزادمنشانه
سبك مديريت آمرانه
سبك مديريت تلفیقی
متغير وابسته: متغيري است كه هدف پژوهشگر تشريح يا پيش بيني تغييرپذيري در آن است، به عبارت ديگر يك متغير اصلي كه به صورت مسئله حياتي براي پژوهش مورد بررسي قرار مي گيرد.( همان منبع)
در اين پژوهش تعهد سازماني و رضايت شغلي متغير وابسته است.
تعريف مفهومي و عملياتي متغيرها:
سبك مديريت: به روشي گفته مي شودكه مديران آموزشي براي رهبري وهدايت زيرستان خود ازآن استفاه مي كنند.(شفيع آبادي،1382)
سبك مديريت تلفیقی: منظور مديري است كه زيرستان خود را در تصميم گيري دخالت داده وتفويض اختيار انجام مي دهد .
سبك مديريت استبدادي: منظور مديري است كه از زيردستان خود مي خواهد كه از قواعد و مقررات يكساني پيروي كنند وكاركنان خود را به انجام دادن وظايف به طور مكرر تأكيد كنند .
رضايت شغلي: يعني اين كه فرد نسبت به شغل خود رضايت كامل دارد و به ادامه دادن آن عشق مي ورزد و از شغلش احساس رضايت مي كند و او را خسته نمي كند. ( علاقه بند،1380)
تعريف مفهومي تعهد سازماني:تعهد سازماني عبارت از نگرشهاي مثبت يا منفي افراد نسبت به كل سازمان “نه شغل ” است كه در آن مشغول به كارند. در تعهد سازماني شخص نسبت به سازمان احساس وفاداري قوي دارد و از طريق آن سازمان خود را مورد شناسايي قرار مي دهد(الواري،1383،ص29)
تعریف عملیاتی
تعريف عملياتي سبک مدیریت: نمرهاي كه فرد در آزمون استاندارد سبک های سالزمن به دست مي آورد.
تعريف عملياتي رضايت شغلي: نمرهاي كه فرد در آزمون استاندارد رضايت شغلي بري فيلدروث به دست مي آورد.
تعريف عملياتي تعهد سازماني: نمرهاي كه فرد در آزمون استاندارد تعهد سازماني پورتر به دست مي آورد.

فصل دوم
ادبيات و پيشينه پژوهش

مفهوم مديريت
تصور اسلامي از مفهوم مديريت بر كليه اركان مديريت، مراحل آن، فرآيندي كلي و كاركردهايش بسيار تعيين كننده و اثرگذار است. بعضي از مديران تصور مي كنند كه مدير فردي است كه ماوراي كار كارمندان فقط دستور مي دهد و ديگران مجبور به اطاعت از او هستند« بسياري از مديران تصور مي كنند، مديريتي تختي روان است كه مدير روي آن نشسته و بر دوش كاركنان و كارگران از ميان جنگل انبوهي از مشكلات عبور داده مي شود و مدير جهت حركت را نشان به پندار از هيچ كس گوش نمي دهد، چنين طرز فكري از مديريت كاملاً اشتباه است و بايستي آن را تغيير داده مدير بايد در جلوي كارمندان و كارگران حركت كند، مشكلات را از سر راه بردارد و مانع از دلسردي پرسنل خود شود، مديريت را نبايد صرفاً به صورت يك تخت روان بر دوش افراد تجسم كرد،‌ زيرا در اين صورت مديريت تنها بار اضافي بر دوش پرسنل است، نتيجه چنين طرز تفكري (كه مديريت تخت راه نيست) موجب مي شود كه كاركنان بيش از پيش فكر خود را بر روي كار متمركز كنند.»(تدبير، نشريه مديريتي دولتي، ص18)
در باب ويژگي هاي مديريت اسلامي نكات زير حائز اهميت است: 1) رابطه هاي فرد،‌سازمان، محيط سازماني در ارتباط با رضاي خداوند و خالق هستي هماهنگ مي شود سطحي فراتر از آن چه در نظريات مديريت معاصر مطرح است كه معرفي شود.2) هر چه سطح مقام مدير بالاتر باشد از نظر اخلاقي در محضر خداوند خاضع تر است چنان كه مقام معظو رهبري در اين زمينه فرموده اند: هر چه مسئوليت ما بالاتر باشد تقواي بيشتري لازم داريم. از ديدگاه اسلام مديريتي كه در جامعه اسلامي جريان مي يابد در مسير قرب به الله قرار دارد، بدان معني كه در كلية سطوح آن زهد و تقوا پيشينه مي شود، سعي در بخشش و ارشاد فزوني مي يابد و جلب رضايت و اكثريت بيشتر مي شود، مفهوم مديريت اسلامي را بايد در زمان پيشواي عظيم الشأن اسلام بررسي كرد كه با پي ريزي نظام جديدي در منطقه اي خشك و بي آب و علف تمدن هاي بزرگ آن زمان را تحت تأثير قرار داد و تمدني نو ايجاد كرد، همه موازين مديريت اسلامي بر معيار دين مبين اسلام استوار است، مديريت اسلامي امانتي است كه اختيارات ضعيف شده و از حق و حقوق گروهي از مردم جامعه آن را به وجود آورد.(سرمدي، 1381، ص24)
سير تكوين مديريت آموزشي
مديريت آموزشي در سير تحول خود، مبتني بر تحولات دانش مديريت، در دوره هاي مختلف كلاسيك، روابط انساني،‌تركيبي و نظرية سيستم ها بوده است و هر يك از نظريه هاي مديريت در هر دوره « مباني رفتاري2» مدير آموزشي3 را تشكيل داده است. بدين ترتيب كه مديريت آموزشي مبتني بر نظريه كلاسيك، نقش ناظري را ايفا مي كند كه مهم ترين رسالت به عنوان مدير آموزشي بررسي ميزان تطابق فعاليت هاي سازمان آموزشي با هدف هاي تعيين شده مي باشد. مدير نقش بازرس را بر عهده داشته، مراودات شكل وسيعي دارد، تصميم گيري ها در مورد برنامه، ضوابط و مقررات، اهداف… به صورت متمركز انجام مي شود. افراد در اتخاذ تصميمات مشاركت فعال ندارند و مهم ترين موضوعي كه فكر مدير را به خود مشغول مي سازد، چگونگي حصول هدف هاي سازمان است، مديريت آموزشي مبتني بر روابط انساني به جايگاه و نقش خود بيشتر توجه دارد و در سازمان آموزشي سعي دارد نقش يك رهبر گروهي را ايفا كند، مراودات مبتني بر روابط دوستانه است،مشاركت گروهي و تعاون بيش از پيش مورد توجه قرار مي گيرد و افراد در تصميم گيري ها مشاركت فعال دارند. مديريت آموزشي مبتني بر مديري

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید